تبليغاتX
قرآن و سنت

qoran-sonnat

محمد امین

qoran-sonnat

http://qoran-sonnat.blogfa.com

قرآن و سنت

قرآن و سنت

قرآن و سنت

السلام علیکم و رحمة الله
با عرض خوش آمد امیدوارم مطالب این وبلاگ برای شما سودمند باشد..انشا، الله الرحمن..
هدف من از تشکیل این وبلاگ این است تا اهمیت و نقش مهم قرآن و سنت را در سعادت بشر و کامیابی هر انسان حقیقت جو را بیان کنم. لذا از شما دوست گرامی خواهشمند هستم با نظرات خود، بنده را در ادای این امر خطیر یاری کنید.

الله می فرماید : سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا

فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنفُسِهِمْ حَتَّى

يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ

بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ

﴿ سورة فصلت - الآية 53﴾

به زودى نشانه‏هاى خود را در افقها[ى گوناگون] و در وجودشان بديشان خواهيم نمود تا برايشان روشن گردد كه او خود حق است آيا كافى نيست كه پروردگارت خود شاهد هر چيزى است.

مؤمنان بدانند كه دشمنى ديرينه به دين خداوند واقعيتى را آشكار كرده و آنهم عجز و ناتوانى آنان از انتشار روز افزون اين دين.

بزودى حقيقت آشكار خواهد شد و وعده ى خداوند نزديكست و ما اميدواريم كه اين عمل ما كه دفاع از دين الله و كتاب الله مى باشد، مورد قبول خدايمان واقع شود
إن أريد إلا الإصلاح ما استطعت و ما توفيقي إلا بالله .


هدفم فقط اصلاح است تا حدود توانايى ام .

و فقط از الله طلب توفيق دارم.
اخوکم محمد امین.
تاريخ تولد : خرداد ماه 1369
تاريخ مرگ : یا رب ، لا تخرجنی من هذه الدنیا حتی ترضی عنی
.:کپی برداری از مطالب این وبلاگ آزاد برای هر مسلمان:.

قرآن و سنت

 
 
قرآن و سنت   
       
   
  
 
فهرست اصلی
صفحه اصلی
آرشیو مطالب
لینکستان
تماس با ما
 


آرشیو مطالب
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
 

لینکستان
اگر می خواهید با وبسایت ما تبادل لینک کنید لینک ما را با نام " قرآن و سنت " قرار دهید و در بخش تماس با ما و یا نظرات لینک خود را قرار دهید. 
مشاهده سریع تماس با ما
 


فرقه های شیعیان
موضوع مرتبط با :

2 bloody . illiterate  mullas ass up and prayed , iran is mullas own!!!! 

 

چقدر در مورد مذهب و دین خود اطلاع دارید؟ تحقیق کرده اید؟ مطالعه کرده اید؟ میتوانید نام فرقه ها یا شاخه های دین خود را نام ببرید؟ تفاوت هایشان را می دانید؟ شباهتهایشان را چطور؟ اگر معتقد به تحقیق و مطالعه هستید نباید اینها را بدانید؟
شما می دانید مذهب شیعه چند فرقه دارد؟ یا فکر می کنید فقط یک مذهب شیعه وجود دارد و آنهم 12 امامی؟ در زیر لیست فرقه های شیعه که در ویکی پدیا آمده است را ببینید


شما شیعه هستید؟ چرا؟ شما سنی هستید؟ چرا؟ شما مسیحی هستید؟ چرا؟

چقدر در مورد مذهب و دین خود اطلاع دارید؟ تحقیق کرده اید؟ مطالعه کرده اید؟ میتوانید نام فرقه ها یا شاخه های دین خود را نام ببرید؟ تفاوت هایشان را می دانید؟ شباهتهایشان را چطور؟ اگر معتقد به تحقیق و مطالعه هستید نباید اینها را بدانید؟

شما وقتی می خواهید چیزی بخرید در مورد تمام مارکهای موجود در بازار تحقیق می کنید یا یکی را انتخاب می کنید که در دفترچه راهنمایش گفته این بهترین است؟

شما می دانید مذهب شیعه چند فرقه دارد؟ یا فکر می کنید فقط یک مذهب شیعه وجود دارد و آنهم 12 امامی؟

در زیر لیست فرقه های شیعه که در ویکی پدیا آمده است را ببینید:

اثنی‌عشرى • اسحاقیه • اسماعیلیه/باطنیه (آقاخانیه، بُهره، بهره داوودی و سلیمانی، دروزیه، طیبیان، قرمطیه، مبارکیه، مستعلیه، نزاریه/حشیشیون) • افطحیه • امامیه • باقریه • خطابیه • زراریه • زیدیه • سبائیه • شیخیه • شیطانیه • علیاییه • فاطمیان • فطحیه (عمادیه) • قرمطیان • قطعیه • کاملیه • کیالیه • کیسانیه • مختاریه • مغیریه • منصوریه • موسویه/مفضلیه • ناووسیه • نصیریه/علویه • نعمانیه • هاشمیه • واقفیه • یونسیه

غُلات شیعه: دسته‌ها: کاملیه 2- سبائیه 3- منصوریه 4- غرابیه 5-طباریه 6-برغیه 7- یعقوریه 8- غمامیه 9-اسماعیلیه

فرقه‌های غلات

آل مشعشع • اباحیه • احمدیه • اخیه • ازدریه • اسحاقیه • اسحاقه حارثیه • اسماعیلیه • امریه • اهل حق • بابکیه (اباحیه ) • باطنیه (اسماعیلیه ) • بدعیه • برکوکیه • بزیغیه • بشریه • بکتاشیه • بومسیلمیه • بلالیه • بیانیه • تعلیمیه • تمیمیه • تناسیخیه • جناحیه • جواربیه • حابطیه یا حائطیه • حارثیه • حدثیه • حربیه • حروفیه • حلاجیه • حلمانیه • حلولیه • حماریه • خابطیه یا حابطیه • خرسیه • خطابیه • خطابیه مطلقه • خلالیه • زمامیه • ذمیه • راوندیه • رجعیه • رزامیه • زراریه • سبائیه • سبعیه • سپید جامگان • سرخ جامگان • سلمانیه (شامغانیه ) • علویه • علیائیه (علیاویه ) • علی اللهیان • عمیریه • عینیه • غمامیه • قادیانیه • قرامطه (اسماعیلیه • باطنیه • تعلیمیه • و سبعیه ) • کاکائیه (اخیه ) • متنبئین • محمدیه (از علیائیه ) • محمدیه (از مغیریه ) • محمره • مشبهه • مشعشعیه ( آل مشعشع ) • معمریه • مفیریه • مفضلیه • مفوضه • مقنعیه • ملاحده (اسماعیلیه • باطنیه • تعلیمیه • سبعیه • قرامطه ) • منصوریه (کسفیه ) • موسویه • میمونیه • میمیه • یزیدیه • یعقوبیه

شما می دانید غلات چیست؟ حقیقتا من نمی دانم چیست!

شما چگونه در این آشفته بازار، حق را از ناحق تشخیص می دهید؟ سفارش دوستان؟ سفارش بزرگان؟ سفارش کارشناسان؟ پدر مادر؟ … ولی شیعه معتقد است که در آخرت حساب هر کس جدا جدا بررسی میشود و سفارش هیچ کس ملاک نیست! فکر می کنید پیروان این مذاهب و فرقه ها خود را ناحق می دانند یا حق مسلم؟ فکر میکنید هیچ کارشناس دینی در این فرقه ها هست که بگوید، ماست من ترش است؟ شما به قرآن مراجعه می کنید؟ آیا هر یک از این فرقه ها، عقایدشان را از قرآن استخراج نکرده اند؟ برای حقانیت حرفهایشان پشتوانه آیه های قرآن ندارند؟

در این آشفته بازار حق با کیست؟

منبع :

محمد امین جمعه دوازدهم مهر 1387  نظر بدهید!

اسماء الله الحسنی
موضوع مرتبط با :

تصاویری زیبا از اسماء حسنی

محمد امین جمعه دوازدهم مهر 1387  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

منع کردن عمر (رض) از حج تمتع و ازدواج موقت
موضوع مرتبط با :

عمر بن الخطاب -رضی الله عنه- از حج تمتع و از ازدواج موقت نهي كرد، با اينكه اين دو كار در زمان پيامبر حلال و مشروع بودند، پس چگونه عمر چيزي را كه خدا حلال كرده حرام مي‌سازد؟

اول دربارة حج تمتّع سخن مي‌گوييم.

مي‌گوييم به فرض آن كه عمر -رضی الله عنه- در نهي كردن از حج تمتع اشتباه كرده است، خوب چه مي‌شود؟! ما ادّعا نمي‌كنيم كه عمر معصوم است، بلكه مي‌گوييم او همان ديگر اصحاب جايز الخطاء است، اگر فرض كنيم كه او به اشتباه رفته باشد.

الصبي بن معبد مي‌گويد به عمر گفتم: من هم براي حج و هم براي عمره احرام بسته‌ام (يعني تمتّع انجام مي‌دهم) عمر گفت: به سنّت پيامبرت عمل كرده‌اي[

محمد امین جمعه دوازدهم مهر 1387  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

امام صادق نوة أبوبكر
موضوع مرتبط با :

 ‌فرمودة امام جعفر صادق عليه السلام كافي است كه فرمودند: ( ولَدَنِي ابوبكر مَرَّتين) آيا مي دانيد مادر امام صادق كيست؟‌ «ام فروه» دختر قاسم ابن محمد ابن ابي بكر صديق ـ رضي الله عنه ـ .

 

محمد امین جمعه دوازدهم مهر 1387  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

بررسي روايتي كه تشيع از آن بر حلت متعه استدلال مي نمايند
موضوع مرتبط با :

 بررسي روايتي كه تشيع از آن بر حلت متعه استدلال مي نمايند

اولين روايتي كه تشيع از آن بر حلت متعه استدلال مي نمايند اين است كه مي گويند:

مفضل بن عمر از امام جعفر صادق پرسيدند نظريه شما پيرامون نكاح موقت چيست؟

ايشان فرمودند: متعه بنا به آيه كريمه ي الهي زير حلال و جايز است: ﴿وَلا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا عَرَّضْتُمْ بِهِ مِنْ خِطْبَةِ النِّسَاءِ أَوْ أَكْنَنْتُمْ فِي أَنْفُسِكُمْ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ سَتَذْكُرُونَهُنَّ وَلَكِنْ لا تُوَاعِدُوهُنَّ سِرّاً إِلَّا أَنْ تَقُولُوا قَوْلاً مَعْرُوفاً﴾

 

اولاً: اگر به سند روايت به دقت بنگريم در مي يابيم كه اين روايت توسط مفضل بن عمر كه در نزد علماي شيعه فردي غير معتبر و حتي از غلات خطابيه نيز است نقل شده است لذا روايت فاقد اعتبار است علماي شيعه درباره ي اين راوي سخنان زيادي را گفته اند كه در اينجا به نظريات برخي از آنها اشاره مي شود.

محمد امین جمعه دوازدهم مهر 1387  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

بنیان گزار روافض
موضوع مرتبط با :

بنیان گزار این فرقه ی ضالّه عبدالله بن سبا یهودی است، وی ازیهودی های یمن بود که در اواخر دوران خلافت حضرت عثمان رضی الله عنه مدعی اسلام شد، گرچه او تظاهر به اسلام نمود اما در حقیقت بر یهودیتش باقی ماند و براساس آن سمپاشی کرد " او چنین وانمود می کرد که گویا با اهل بیت پیامبر رضی الله عنهم محبت دارد، لذا به ولایت آنان و بیزاری از دشمناشان - که گویا صحابه ی پیامبر بودند - دعوت میکرد [1] "نوبختی می گوید : " سبائیها به امامت علی -رضی الله عنه - قایل بودند و اعتقاد داشتند که امامت فرض است و از سوی خدا تعیین می گردد آنها پیروان عبدالله بن سبا هستند، ابن سبا از کسانی بود که بر ابوبکر و عمر و عثمان و دیگر صحابه آشکارا طعن وارد می کرد و از آنان بیزاری می جست" و نیز میگوید :عبدالله بن سبا اولین کسی بود که از فرض بودن امامت علی- رضی لله عنه- و اظهار بیزاری از دشمنانش سخن گفت از اینجا است که کسانی که با شیعه مخالفند می گویند : "اصل رفض از یهودیت است"[2]

محمد امین جمعه دوازدهم مهر 1387  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

اناشید
موضوع مرتبط با :

دانلود اناشید جدید

محمد امین جمعه دوازدهم مهر 1387  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

شیعیان چرا به سخن علمایتان عمل نمی کنید؟؟؟؟؟؟
موضوع مرتبط با :

بسم الله الرحمن الرحیم


احادیث در باب قبور در کتب شیعه
 
لازم به ذکر است کخ این احادیث همه از علماء شیعی روایت شده و راویانش شیعی هستند و لی باز هم دوستان شیعه بر عقاید خود نسبت به طواف قبر و ضریح ساختن روی آن پافشاری می کنند و خیلی از مردم هستند که به دلیل محبت زیاد به صالحان و ائمه دین برای انها ضریح از طلا می سازند و قبورشان را طواف می کنند در حالی که خداوند مسلمین را به پیروی از سنت نبوی فرا خوانده و این ثابت است که رسول الله (ص) هر گز قبری را طواف ننموده و برای غیر خدا قربانی نکرده وبر ما هم ثابت است که بر سنت آن بزرگوار باشیم و باید این را دانست که محبت رسول و آل او با طواف و ضریح ساختن ثابت نمی شود بلکه بر عمل بر سنت و سیره ایشان میّسر می شود.
والسلام علیکم و رحمة الله و بر کاته.

محمد امین جمعه دوازدهم مهر 1387  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

ازدواج حضرت عمر با ام کلثوم
موضوع مرتبط با :

آنچه در اينجا واقعاٌ قابل به بحث مي باشد دو مطلب است:
1- ازدواج ام كلثوم با حضرت عمر واقعيت تاريخي دارد يا افسانه است؟
2- حضرت عمر خليفه بحق نبوده است؟

اولاٌ لازم به ذكر است بسياري از كسانيكه مدعي اسلام به حق و ناب محمدي هستند از بسياري واقعيت ها و حقايق ديني و مذهبي و تاريخي بي اطلاع هستند. حتي از واقعيت هايي كه از اصول و ضروريات دين و مذهب مي باشند. ازدواج حضرت عمر رضي الله عنه با ام كلثوم دختر امام علي و فاطمه واقعيتي است غير قابل انكار و افسانه نيست.براي اثبات ازدواج حضرت عمر با ام كلثوم نيازي بروايات كتب اهل سنت نيست كافي است به روايتهاي كتب مستند و معتبر دوستان شيعه اكتفا بشود كه به برخي از آنها اجمالاٌ اشاره مي شود:
روايات كتب اصول اربعه كه نزد دوستان شيعه از ديگر كتابها يشان معتبرتر مي باشند را ملاحظه بفرماييد:
1-الكافي از محمد بن يعقوب كليني رازي متوفاي سال 329 ه.ق
2- فقه من لايحضره الفقيه از شيخ الصدوق ابو جعفر محمد ابن علي ابن بابويه القمي متوفاي سال 381 ه.ق
3-الاستبصار از ابو جعفر محمد بن حسن طوسي متوفاي سال 460 ه.ق
4-تهذيب الكلام از ابو جعفر محمد بن حسن طوسي
از كتب مذكور بجز كتاب فقه من لا يحضره الفقيه در سه كتاب ديگر، نكاح حضرت ام كلثوم با حضرت عمر رضي الله عنه مذكور است.

محمد امین جمعه دوازدهم مهر 1387  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

سوره ى يوسف بر عليه ملاهاى تشيع !
موضوع مرتبط با :

أعوذ بالله من الشيطان الرجيم

واستبقا الباب وقدت قميصه من دبر والفيا سيدها لدى الباب قالت ما جزاء من اراد باهلك سوءا الا ان يسجن او عذاب اليم .

سوره يوسف - آيه ۲۵

هر دوى آنها بطرف در سبقت گرفتند و در طى اين جريان، آن زن لباس او را از پشت پاره کرد. آنها شوهر او را جلوى در يافتند. آن زن گفت، "تنبيه کسى که قصد تجاوز به ( اهلت ) زنت را داشت چيست، بجز زندان، يا مجازاتى دردناک".

خوبست از بچه شیعه های خودمانی بپرسیم :

در این آیه ، " اهل " كيست؟

پسرعمو؟!

دختر عمو؟!

نوه؟!

دختر؟!

داماد؟!

خیلی واضح است که زن عزیز مصر دارد یوسف را متهم به دست درازی به خودش می کند.

پس این واژه ى قرآني " أهل " خيلى واضح است كه منظور زن است.

و فعلاً  خورجين ملاهايى كه در بالاى مجالس حسينيه نشسته و مردم را به گریه و تو سرخود زدن دعوت می کنند ، خالى شده است!

آخر به هر جا بروند از اين سوره نمى توانند فرار كنند !

هرچند قدغن شده که جوانان این سوره را نخوانند مخصوصاً زنان!

ولى به هر حال در هر جاى قرآن بگردند معنای متفاوتی از " أهل " نخواهند ديد.

و اينست كه خداوند براى ارائه ى حقيقت زنان نوح و لوط و فرزند نوح ، سخن از " اخراج " آنان از " اهليت " آورده است و سبب آن.

و استثناء، قانون عام نيست و اين است كه مى توان در امر استثناء بدنبال سبب استثناء رفت.

و سبب اخراج فرزند نوح از اهليت نوح ، كفر او بود.

و سبب اخراج زنان نوح و لوط از اهليت شوهرانشان ، آلودگی آنان به كفر بود.

و این خود درسی ست که نجات و فلاح بر اساس خویشاوندی نیست و الا ابولهب عموی رسول الله بود و چه نزدیکی از این بیشتر !

تشیع صفوی در طول تاریخش امور و حقیقت را وارونه می سازد و اینست که زنان رسول الله را از اهلیت شوهرشان اخراج شده می خواند و آيات مباركه ى سوره ى احزاب كه با نظم و خطابى مستقيم زنان رسول الله را " أهل البيت " مى خواند را ، آياتى بى ربط مى شناسد و گویا الله هنگامی که داشته زنان رسولش را مورد خطاب قرار می داده یکباره بیاد علی و خانواده اش افتاده ؟!!

و همچنین مدعی هستند این آیه به زنان رسول الله نمی خورد و آنها هم ادعا نکردند که خودشان همان " اهل البیت " هستند!

و اینجاست که برایشان تذکری ضروری ست و آنهم اینکه : آن زنان طاهره حتی تصورش هم نمی کردند که عده ای اینقدر جاهل پیدا شوند که زنان را از اهلیت شوهرانشان دور بشناسند!؟

تشیع صفوی جاهلانه  اهانتهایی نیز بسوی زنان طاهره روانه می سازند که یکی " کفر " و دیگری " طلاق " آنانست!!

 و قرآن مشت محکمی ست بر عقلهای بیکار!

اسلام آخرين شريعت است و در اين شريعت ازدواج با زن كافر تحريم شده است و سوره ى ممتحنه شاهد است:

اى کسانى که ايمان داريد، هنگامى که زنان مؤمن، (دشمن را ترک نمايند و) از شما تقاضاى پناهندگى کنند، بايد آنها را امتحان کنيد. خدا کاملا ً از ايمان آنها آگاه است. زمانى که متوجه شديد که آنها مؤمن هستند، نبايد آنها را به کافران باز گردانيد. نه ازدواج شان با آنها ديگر قانونى است و نه کافران اجازه دارند که با آنها ازدواج کنند. مهريه اى را که کافران پرداخت کرده اند پس بدهيد. شما اشتباهى مرتکب نمى شويد که با آنها ازدواج کنید، به شرطى که مهريه آنها را بدهيد. زنان کافر را  نگاه نداريد ( طلاقشان دهید ). مى توانيد مهريه اى را که پرداخت کرده بوديد از آنها بخواهيد و آنها مى توانند آنچه را پرداخت کردند بخواهند. اين حکم خداست؛ او در ميان شما حکم مى کند. خداست داناى مطلق، حکيم ترين.

سورة ممتحنة - آية ۱۰

و بعد از نزول اين حكم الهى ، ابوبكر رضي الله عنه ، زن كافرى داشت كه طلاقش داد.

پس ادعای کفر زنان رسول الله را کسی نمی تواند کند زیرا در این صورت حتما طلاق داده می شدند و احدى نمى تواند آن طاهره ها را طلاق داده شده معرفى كند و تمامى مسلمين بر اينكه آنان بر " زوجيت " شان با رسول الله بودند ، شكى ندارند.

حال  ببينيم تشيع صفوى ما را به كجا مى كشاند!

شنيدم مى گفتند : بله زنان هم از اهل هستند ولی خویشان و نزدیکان هم هستند.

بله و اضافه بر آن مؤمنان هم " اهل " ايمانى هم هستند و اينست كه خداوند از قول ابراهيم آورده است:

"پروردگار من، آنها بسيارى از مردم را گمراه کرده اند. و اما کسانى که از من پيروى کنند از من ( همراهم ) هستند. و کسانى که از من سرپيچى کنند، تو عفو کننده هستى، مهربان ترين. سوره ابراهيم - آيه ۳۶

و اهليت ايماني در همه ى احوال نشانه ى تغيير قانون الهى نيست كه زن و فرزند از اهل اخراج شوند بلكه نشانه ى اينست كه ايمان ، بايستى منشأ محبت ورزى باشد نه نزديكى و خويشاوندى.

و در همه ى احوال ، شريعت اسلام ما را به نيكى به خويشاوندان مى خواند و درك حقوق آنان ، تا جايى كه اخلاق يك مسلمان در صله ى ارحام و خويشاوندى دارى مشخص مى شود و اين اثباتى ست كه اسلام خود زنده كننده ى اهليت و خويشاوندى ست .

اميدوارم مهمانان محترم كه هر روز به خانه ى " معناى توحيد " سر مى زنند از بعضى كنايه هايم دلخور نشوند كه منظورم اهانت به مهمانان نيست و هدفم فقط اينست كه " طوطى وار " حرف ملاهاى شيعه و سنى را براى هم نخوانيم!

محمد امین پنجشنبه یازدهم مهر 1387  نظر بدهید!

فروپاشی تئوری امامت وامام زمان وشکنجه فاطمه الزهراء
موضوع مرتبط با :

سنی نیوز: پژوهشگر ودانشمند شیعه عراقی به نتائجی دست یافته که اختلافات شیعه و سنی را برای همیشه از بین می برد!….یکی از پژوهشگران بزرگ وسرشناس شیعه عراق گفته است: به نتائجی دست یافته که اختلافات تاریخی شیعه با اهل سنت را کنار زده و ثابت می کند که این اختلافات هیچ ریشه و اساسی ندارد.

ایشان طی سالها پژوهش وبررسیهای عمیق بدین نتیجه رسیده اند که همه این اختلافات ریشه در مسائل سیاسی داشته و هیچ ربطی به قضایای عقیدتی و دینی ندارند.
احمد الکاتب استاد سرشناس سابق حوزه های علمیه عراق و کویت و ایران و رئیس انجمن گفتگوی تمدنها در لندن ـ بر این نقطه بسیار تأکید داشت که بررسیهای ایشان پرده از شایعه ی فرضیه امام غائب برکشیده، و ثابت کرده که امام زمان هرگز بدنیا نیامده است. و همچنین بدین نتیجه دست یافته که نظریه “امامت الهی” که اساس فکری شیعه دوازده امامی بر آن بنا شده هیچ ریشه و اساسی‌ ندارد. وثابت کرده که شایعه ضربه زدن عمر بن الخطاب به دخت حضرت پیامبر اکرم صلی الله علیه وعلی آله وصحبه وسلم ـ فاطمه الزهراء ـ در هنگام گرفتن بیعت برای ابوبکر افسانه ای است ساخته و پرداخته برخی از سود جویان و هیچ اساس و مدرک تاریخی بهمراه ندارد.


ایشان در گفتگویی که با ” العربیه ـ نت” داشتند خاطر نشان ساختند که این نتائج دقیق و علمی در حقیقت می تواند عملا ریشه ی همه اختلافات جوهری و اساسی بین شیعه و اهل سنت را بخشکاند. و می تواند سد راه محکمی باشد جلوی همه کوششهای مغرضانه و دشمنانه ی دشمنان قسم خورده اسلام که سعی دارند همواره تخم فتنه و فساد را بین این دو طائفه ی بزرگ اسلامی بپاشند. بخصوص که زمینه سیاسی کنونی در عراق و کویت و لبنان و ایران و پاکستان نشانگر اینست که شیعه و اهل سنت عملا بر روی مواردی که در طول ۱۴۰۰ سال با هم اختلاف نظر داشتند به اتفاق رسیده اند.


ایشان سخن خود را بدینصورت روشنتر ساختند که:


اختلاف سیاسی بین این دو مذهب در واقع بر روی قضیه امامت بوده است. و اکنون تقریبا اثری از این اختلاف بچشم نمی خورد. شیعیان امروزه قضیه غیبت امام دوازدهم را پشت سر نهاده دیگر منتظر ایشان نیستند تا از سرداب برآید و زمام امور حکومت اسلامی را بدست بگیرد. وهمچنین دیگر معصومیت و از سلاله علوی بودن را از ویژگیهای فرمانروا و حاکم ـ‌ آنطوری که در نظریه امامت است ـ‌ به حساب نمی آورند.


این پژوهشگر و دانشمند عراقی که احمد الکاتب نام دارد و در یک خانواده مذهبی شیعه دوازده  امامی پرورش یافته در ادامه سخنان خود گفتند که؛ نتائج این پژوهشها و تحقیقات عملی خودشان را در کتابهایی به رشته تحریر در آورده به مراجع بزرگ شیعه تقدیم داشته تا مورد بحث و بررسی قرار دهند، ودر جواب مراجع سرشناس مذهب شیعه جز با ادله و براهین فلسفی و خیالاتی و نظریه های بی پایه و اساس در مورد امام دوازدهم محمد بن الحسن العسکری تحقیقات ایشان را رد نکردند. و وقتی مؤلف از آنها ادله و براهین ومدارک تاریخی و علمی خواستند جوابی نداشتند که به او بدهند!…


ایشان خاطر نشان ساختند که همه حوزه های علمی وهمه مراجع شیعه بخوبی آگاهند که هیچگونه ادله و براهین تاریخی و علمی نظریه هایشان را تأیید نمی کند، و آنها همه بر این اعتقادند که در اینگونه امور اجتهاد واجب بوده تقلید قطعا حرام است، و در بین ایشان فتوایی است مشهور که می گوید: تقلید در مسأله تقلید حرام است!..


آقای احمد الکاتب به نتائج یکی از گفتگوهایشان در ” قم” با علماء سرشنان آن دیار اشاره داشت که؛ یکی از علماء بررسیهای ایشان را به “پژوهشهای تاریخی” توصیف نموده بود، اشاره کرد و گفت:” اگر واقعا در پی رد هستید باید با بحث و کنکاوش در تاریخ باشد. اما واقعیت اینست که این نظریه هیچ مدرک تاریخی و اساس واقعی ندارد. و تنها دلیل ما بر وجود امام غائب یک مشت اعتبارات فلسفی و چند نظریه و تصورات خیالی است”!…


و در رد بر اینکه مرجع شیعی بزرگ معاصر “محمد حسین فضل الله” در گفتگویی که اخیرا بر صفحات روزنامه “عکاظ” سعودی منتشر شده او را غیر متخصص معرفی نموده.  احمد الکاتب گفتند:” متخصص نبودن کلمه ایست افتراضی که سر و ته آن مشخص نیست. و در حقیقت متخصص آن است که موضوع را کنکاوش می کند و پس از بحث و بررسیهای طولانی دلیلها و نتائج خود را تقدیم می دارد، و همه را به آنچه بدان دست یافته قانع می سازد”.
ایشان در ادامه گفتند که :”در حوزه های علمیه هیچ متخصصی در این زمینه نیست، چرا که در حوزه چیزی بنام بحث و بررسی در تاریخ و یا در أصول مذهب شیعه وجود ندارد. و همه علماء می گویند که در این زمینه تقلید جائز نیست!”.

امامت الهی ومهدی منتظر:

احمد الکاتب روی این نقطه که امامت و مهدی منتظر از نکاتی هستند که می تواند مورد بحث و بررسی قرار گیرد تأکید داشته، در اشاره گفت که آقای آیت الله علی سیستانی نیز بر این عقیده اند که هیچکدام از این دو مورد از اصول شیعه نیست.


ایشان گفتند که در مورد وجود زنده امام دوازدهم و اینکه ایشان ظهور خواهند کرد تا مردم را از بدبختیها و منجلاب فساد رهانیده حکومت اسلامی تشکیل دهند، مفکوره ای که اساس عقیده امامت را تشکیل می دهد سالها بحث و بررسی کرده و بدین نتیجه دست یازیده که همه این قصه ساختگی است و هیچ پایه و اساسی ندارد.


ایشان در ادامه عرائض خود گفتند که: کتابهای اولیه شیعه در قرنهای سوم و چهارم و پنجم هجری بر این اتفاق است که مفکوره امام زمان افتراضی و خیالاتی است، و هیچ دلیل و برهانی بر ولادت او نیست. همه آقایان “المرتضی” و”العمانی” ودیگران می گویند که:”ما با دلیلهای عقلی وجود این انسان را فرض می کنیم. و هیچ دلیل و برهان تاریخی و علمی درستی بر وجود او نداریم”.

دانشمند برجسته شیعه معاصر آقای احمد الکاتب گفتند که: فرضیه امامت الهی که بر پایه عصمت و غیبت او بنا نهاده شده، نظریه سیاسی اهل بیت نیست، این تئوری ساخته و پرداخته متکلمین بوده و به اهل بیت بزور و بهتان نسبت داده شده است.

ایشان بدین نقطه نیز اشاره کردند که نتائجی که ایشان بدان دست یافته اند در رده ی دوم پیشرفتهای سیاسی و مثبت بسیاری است که در حال حاضر در دنیای شیعه به وجود آمده است قرار می گیرد. شیعه معاصر دمکراسی را اختیار نموده و ولایت فقیه در ایران سعی دارد که به گونه ای بین شوری و دمکراسی پیوندی نوین ایجاد کند تا در سایه آن “امامت” ملت اختیار شود نه اینکه امام از سوی خدا بر منصب قدرت حائل آید! یا اینکه عصمت و یا از نواده گان حضرت علی بودن از شرطهای انتخاب او قرار گیرد. و  بدینصورت دروازه امامت به روی همه باز است…

شایعه ضربه زدن عمر به فاطمه زهراء:

ایشان به یکی از نتائجی که بدان دست یافته اند اشاره داشته روشن ساختند که:


شایعه شکستن عمر سینه دخت رسول اکرم ـ صلی الله علیه وعلی آله وصحبه وسلم ـ فاطمه زهراء، و سقط شدن جنین ایشان در هنگام بیعت گرفتن برای خلافت ابوبکر الصدیق پس از وفات رسول خدا ـ صلی الله علیه وعلی آله وصحبه وسلم ـ هیچ دلیل و مدرک تاریخی و واقعی ندارد.
وگفتند:”این افسانه ای است که در قرن دوم ساخته و پرداخته شد وبا مرور زمان کم کم شاخ وبرگ گرفت، تا اینکه یک کلاغ چهل کلاغ شد. و برخی از قصه پردازان سنی آنرا تکرار کردند، وهیچ اثری از آن در کتابهای مؤرخان ومحققان اهل سنت نیست. وبا گذشت زمان برخی از دروغ پردازان شیعه در قرن چهارم وپنجم هجری آنرا گرفته شاخ وبرگ دادند، تا بدینصورت افسانه ای وخرافی کنونی به بازار آمد….


ودر حقیقت این دسیسه ونیرنگی بود برای نجات دادن تئوری “امامت الهی” که بیعت حضرت امام علی با هر یک از خلیفه های پیشین خود ابوبکر صدیق ـ پدر زن رسول اکرم ـ  وعمر فاروق ـ پدر زن دیگر رسول اکرم ـ  وعثمان ذی النورین ـ داماد پیامبر اکرم ـ آنرا از ریشه بر می کند. چرا که اگر چنانچه این فرضیه حقیقت می داشت هرگز حضرت علی (ع) نمی توانست با آنها بیعت کند.
آنها با این قصه ساختگی خواستند بگویند که این بیعت با زور از امام علی (ع) ـ شیر خدا وفاتح خیبر! ـ پس از حمله به خانواده اش وشکستن سینه فاطمه زهراء گرفته شد!”..
آقای کاتب در ادامه گفتند:” از این قصه ساختگی هیچ اثری در کتابهای عمده واساسی وقابل اعتماد شیعه نمی یابی. بطور مثال آقای کلینی در کتابش “الکافی” هیچ یادی از آن ننموده، در حالیکه او کتاب “سلیم بن قیس الهلالی ” ـ را که ادعاء سوزاندن عمر در خانه فاطمه وزدن ایشان واسقاط جنینش به آن نسبت داده می شود ـ، را بخوبی مطالعه کرده ودر دسترش بوده است.


ایشان بدین نقطه نیز اشاره داشتند که روابط اجتماعی وخانوادگی در سطح بسیار عالی وخوبی که بین حضرت امام علی (ع) وخلیفه دوم حضرت عمر بن الخطاب بوده خود نشانگر دروغ بودن این افسانه است. این روابط تا جایی محترمانه ودوستانه ونزدیک بود که حضرت امام علی با کمال خوشحالی جگر گوشه ودختر نازنینش از دامن دخت رسول اکرم ـ صلی الله علیه وعلی آله وصحبه وسلم ـ (فاطمه الزهراء) که “ام کلثوم” نام داشت را به عقد ازدواج خلیفه دوم حضرت عمر بن الخطاب در آوردند.


بعد از این آیا تصور می رود که آن صحابی ویار بزرگوار پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه وعلی آله وصحبه وسلم ـ خدای ناخواسته جگر گوشه ی رسول خدا ومادر خانمشان را چنین مورد ضرب وشتم قرار دهند؟!…

این افسانه ای است که هیچ عاقلی نمی تواند آنرا قبول کند!…

وایشان بر این نقطه نیز تأکید داشتند که شیخ مفید که از بارزترین دانشمندان وعلماء شیعه

 است کتاب “الهلالی” را دروغ وموضوع وساختگی دانسته وگفته که در این کتاب تحریفات بسیاری روی داده، غیر قابل اعتماد بوده وهیچ ارزش علمی و تاریخی ندارد. و این سخن همه محققان و پژوهشگران شیعه است.

جناح راست شیعه صفوی:

ایشان علمبرداران این قصه خرافاتی را “جناح راست” ویا بگفته ی دکتر علی شریعتی “شیعه صفوی” نامید، واضافه کرد که اینها بازتابی منفی در جامعه دارند. وبا دید منفی وتارشان به عمر بن الخطاب می نگرند. وبدینوسیله رهبریت دوگانگی جامعه اسلامی وشعله ور ساختن آتش دشمنی بین شیعه واهل سنت را در دست دارند.

این دشمنی ساختگی وخیالاتی که در حقیقت ما امروزه بدان هیچ نیازی نداریم وبر عکس جهان اسلام امروز بیش از هر روز دیگر نیازمند وحدت وهمبستگی وبراندازی این سدهای راه وکنار زدن این خرافات واسطوره هاست.

آقای احمد الکاتب در سال ۱۹۵۳میلادی (۱۳۳۲ خورشیدی ) در شهر کربلای عراق چشم بجهان گشود. ودر مورد زندگیش می گوید که مادرش او را آماده می ساخت تا سربازی جان بکف باشد در لشکر مهدی منتظر، ویکی از ۳۱۳ یاران راستگو ومخلص ایشان که شرط ظهورشان هستند، باشد.

ایشان در گفتگویشان با “العربیه ـ‌ نت” بصراحت گفتند که؛ قبل از دست یافتن به این نتائج دقیق وعلمیشان در این قضیه بسیار تعصب داشتند:” تنها ۱۴ سال داشتم که وارد حوزه علمیه شدم. بیش از ۲۵ سال فقه را تدریس کردم. وقبل از رسیدن به این نتائج علمی ودقیق بیش از ۱۵ کتاب تألیف کردم که بارزترین آن کتاب ـ ده منهای یک می شود: صفر! ـ است که در آن سعی کرده ام بگویم؛ اگر ما فرضیه امامت را از دین بر داریم چیزی از دین باقی نخواهد ماند! و در سال ۱۹۷۴م آنرا منتشر ساختم وپس از آن بارها بچاپ رسید. ومن پایه گذار حرکت شیعه امامی در سودان هستم. ودر راستای دعوت وتبلیغ بسوی فکر شیعه امامی سالهای متمادی از زندگیم را صرف نمودم. واخیرا به یاری خداوند متعال وبا توفیق بدو به این نتائج حساس ودقیق علمی دست یافته ام که برنامه زندگی ودیدگاهم را به کلی تغییر داده، وآنرا شاه راهی می بینم در راستای وحدت وهمبستگی اسلامی وفروپاشی بدعتها وخرافات وکشیدن گلیم از زیر پای دلالان وتاجران دین!….

محمد امین پنجشنبه یازدهم مهر 1387  نظر بدهید!

پاسخ به بعضی از تهمتهای شیعه به سیدة عایشه الصدیقة إبنة الصدیق
موضوع مرتبط با :

 بسم الله الرحمن الرحیم
اقایان شیعة بسیار حِانب ادب را نسبت به ام المومنین رضی الله عنها رعایت کرده اند که همه را شرمنده نموده اند (کسانی که نسبت به همسر رسول الله سوء ادب دارند می ایند و از سیده عائشه خرده می گیرند که ایشان در نزد رسول الله بی ادبی می کرده
(در هرحال ان عزیزان با این دشمنی های شما و و تهمتهای شما بر درحِات و مقامشان در نزد خداوند افزوده می شود اما پاسخ :این حدیث که آیا شیطانت تو را اغوا کرده اولا ما از شما متن عربی را خواستاریم که بسیار راحتر هست ودر ضمن کسی هم نمیتواندبه میل خود حدیث را به فارسی ترحِمه کند :
اولاً رای علمای حدیث در مورد این حدیث (أخذك (وفي رواية ألبسك) شيطانك يا عائشة؟
قلت: فيه سعيد بن محمد بن إبراهيم التيمي. أما أبوه محمد فثقة غير أن ابن أبي حاتم والدارقطني ذكرا أنه لم يسمع من عائشة (العلل5/الورقة99). وأما ابنه (سعيد) فقد حكى يعقوب بن سفيان أن روايته عن أهل الكوفة ليست بشيء. (المعرفة والتاريخ1/426).
وذكر الحافظ في التلخيص الحبير 1/121 أن في الحديث أيضا فرج بن فضالة وهو ضعيف)

خوب این یک طریق حدیث که مشخص شد طریق بعدی از صحیح امام مسلم رحمه الله (ما کامل حدیث را می آوریم با لفظ (امام مسلم) کاری که کاربر شیعی نکرد و حدیث را بریده آورد تا بتواند خلاصه طعنه ای به سیده عائشه بزند و به قول خودشان صوابی هم ببرد (وفي صحيح مسلم (لقد جاءك شيطانك يا عائشة) حين أصابتها الغيرة.
هو في حديث رواه مسلم عن عائشة، قالت: إن رسول الله صلى الله عليه وسلم خرج من عندها ليلا. قال: فغِرْتُ عليه، فجاء فرأى ما أصنع، فقال: مالك يا عائشة! أَغِرْتِ؟ فقلت: وما ليَ لا يَغارُ مثلي على مثلك؟ فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم: أقد جاءك شيطانُك؟ فقالت: يا رسول الله أو معي شيطان؟ قال نعم. قلت: ومعك يا رسول الله؟ قال نعم. ولكن الله أعانني عليه حتى أسلم«.
وسياق الحديث يأبى الطعن بعائشة فإنها قالت: « أمعي شيطان يا رسول الله؟ فقال نعم. قالت: ومع كل إنسان؟ قال نعم. قالت ومعك يا رسول الله؟ فقال نعم ولكن الله أعانني عليه فأسلم». هذا سياق مسلم بلفظه (4/2618 رقم2815).


پس مشخص شد شیطان با همه هست وفقط شامل سیده عائشه نمی شود بلکه رسول الله می گوید شامل من هم می شود

در ضمن در تمام زنان احساس (حسادت) هست و این حِیز طبیعی هست ولی خوب آقایان فقط ماله سیده عایشه را گرفتند دیگر حسادت زنان خود اهل و عیال خود را فراموش کرده اند .
واز همه مهمتر این نوع موضوعات در مورد سیدة فاطمه هم افتاده که ایشان هم حسادت کرده اند رضی الله عنها مثال(در بخاری آمده علی رضی الله عنه با دختر ابوحِهل قصد نکاح داشت و سیده فاطمه نگذاشتند به پدر شان شکایت بردند ).
وما می گوییم این امری طبیعی هست و نه بر عایشه وفاطمه رضی الله عنهن خرده ای هست).


در باب صحیح مسلم که (سیده عایشه پایش را دراز کرده بود بلکه مسئله اینطور هست که پیامبر برای نماز بیدار شده بود در شب و عایشه پایش در سحِده گاه پیامبر بود و شب هم تاریک وقتی پیامبر سحِده می کردند با دست به پای عایشه می زدند که پایش را بردارد واین خود از مسائل فقهی است که ایا لمس زن وضو را باطل می کند یا نه).
بنا براین این موضوع و تهمت هم روشن شد.

حدیث آخر که آورده اند عایشه به نبی صلی الله علیه وسلم فرمد (آیا فکر می کنی پیامبر خدایی اما پاسخ:أنت الذي تزعم أنك نبي (قول عائشة للنبي)
الحديث ضعيف. قال الحافظ الهيثمي « فيه محمد بن إسحاق وهو مدلس وقد عنعنه» (مجمع الزوائد4/322). وهو عين ما قاله الحافظ العراقي في تخريج إحياء علوم الدين (2/43). فالحديث معلول بالعنعنة. والمدلس تقبل روايته إذا كانت بلفظ (حدثني) ولا تقبل إذا قال (عن عن).
وإيراد الغزالي لها من جملة ما حشا به كتابه الإحياء من آلاف الأحاديث الضعيفة والموضوعة. وهذه الرواية بذاتها كانت سببا في توجيه نقد أهل العلم إليه. وقد وجه ابن الجوزي نقده إلى الغزالي لإيراده مثل هذا الحديث خاصة وحشو كتابه الإحياء بآلاف الأحاديث الضعيفة والموضوعة عامة. (أنظر صيد الخاطر ص 120).


خوب کار شیعه به حِایی رسیده که به کتاب غزالی استناد می کند آن همکتاب احیاء که هزاران حدیث ضعیف و موضوع در آن هست.
والله المستعان.

محمد امین پنجشنبه یازدهم مهر 1387  نظر بدهید!

توحيد و شناخت آن
موضوع مرتبط با :

توحيد و شناخت آن

توحيد و انواع آن موضوعى ست كه بسيار مورد توجه علماى أهل السنة ( پيروان راه و روش رسول الله صلى الله عليه و على آله و سلم ) قرار گرفته و من نتيجه ى مطالعه ى خود را بطور خلاصه بيان مى دارم.

 

۱-توحيد الربوبية

۲- توحيد الإلهية

۳- توحيد الأسماء و الصفات

توحيد الربوبية يعنى منفرد دانستن الله تعالى در " آفرينش و خلقت و روزى بخشيدن به آنان و زندگى و مرگ هر مخلوقى از او دانستن و همچنين هر گونه تدبير و تصرف كردن در ملكوت آسمانها و زمين به او دانستن.

و يكتا دانستن ذات با عظمتش در نزول حكم و قانون آسمانى بوسيله ى فرستادنگانش و كتابهايش .

همانطور كه در كتاب عزيزش مى فرمايد :

 

" ألا له الخلق و الأمر تبارك الله رب العالمين "

سورة الأعراف آيه ۵۴

براستى كه آفرينش و تمام فرمان به او تعلق دارد تبارك الله پروردگار جهانيان.

 

توحيد الألوهية : يكتا دانست و بى شريك قرار دادن الله تعالى در عبادت و پرستش.

پس كسى جز او سزاوار پرستش نيست و كسى جز او سزاوار مدد خواهى و كمك نيست. 

هر عمل عبادى همانند نذر و ذبح و توسل بايستى مستقيماً و براى او باشد.

الله تعالى در كتاب عزيزش به فرستاده اش محمد صلى الله عليه و على آله و سلم مى فرمايد :

" قل إن صلاتي و نسكي و محياي و مماتي لله رب العالمين . لا شريك له و بذلك أمرتُ و أنا أول المسلمين. "

سورة الأنعام آيه ۱۶۲-۱۶۳

" بگو ( اى محمد ) كه نماز من و عبادت من و زندگى و مردن من براى الله پروردگار عالميان است. شريكى براى او نيست و بر اين اساس فرمان داده شده ام و من پيشگام مسلمانانم. 

" فصل لربك و أنحر "

سورة الكوثر آيه ۲

پس براى خدايت نماز و ذبح كن ( كشتن حيوان براى روز عيد قربان يا نذرى )

 

 توحيد الأسماء و الصفات :  شناختن الله تعالى با تمام صفات و نامهايى كه در كتابش نازل كرده و يا فرستاده ى بحقش محمد صلى الله عليه و آله و سلم در احاديث بيان فرموده است.

صفات و نامهاى الله تعالى را بايستى با دل و جان پذيرفت بدون تشبيه و تفسيرى متضاد به ذات با عظمت الهي .

زيرا الله تعالى در كتابش مى فرمايد :

 

" ليس كمثله شيئ و هو السميع البصير " - سورة الشورى  آيه ۱۱

هيچ شبيه به او نيست و اوست كه شنوا و بيناست.

محمد امین پنجشنبه یازدهم مهر 1387  نظر بدهید!

نسبت دادن صفات و كارهاى " الله " به غير الله
موضوع مرتبط با :

أعوذ بالله من الشيطان الرجيم  بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمـَنِ الرَّحِيمِ

الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ

الرَّحْمـنِ الرَّحِيـمِ

مَـالِكِ يَوْمِ الدِّيـنِ

إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ

اهدِنَــــا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ

صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ

آميــــــــــــــــن

ترجمه :

 

کليد ( الفاتحه )

۱ _ به نام خدا، بخشنده ترين، مهربان ترين.

۲ _ ستايش خدا را، پروردگار جهان.

۳ _ بخشنده ترين، مهربان ترين.

۴ _ صاحب روز قضاوت.

۵ _ تنها تو را پرستش مى کنيم. تنها از تو کمک مى خواهيم.

۶ _ ما را به راه راست هدايت فرما؛

۷ _ راه کسانى که به آنها نعمت داده اى؛

نه آنانکه سزاوار خشم اند و نه گمراهان.

 

زيباست سخن رب العرش خداى من و خداى تو و خداى تمام خلايق !

 

در اين آيات كتاب خدايمان آنقدر به روشنى بيان شده كه ادنى شكى براى يك مسلمان باقى نخواهد ماند كه :

۱- همانطور كه عبادتهايى مثل ركوع و سجده و اداى اين فريضه ى عظيم ، حق خاص خداست .

۲- مدد و استعانت جستن براى نياز و حاجت ، نيز از حقوق خداوند بر بنده اش مى باشد و نبايستى جز از خداوند واحد الأحد ، از كسى طلب و حاجت جوييم و كسى را به دعا نخوانيم كه بقول رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم " الدعاء هو العبادة " دعا همان عبادت است.

 

خداوند تبارك و تعالى در آيات متعددى سخن از "دعاى "  مشركين و سپس زير سؤال قرار دادن " استجابت " به دعاهايشان  ، آورده است.

 

قرار دادن دعا مقابل قبول و استجابت ، اين امر را ثابت مى كند كه اشاره ى خداوند به حاجت طلبى مشركان از خدايانشان مى باشد.

قبلاً توضيح دادم كه مشركين ادعا نمى كردند كه آن بتان ( مجسمه هاى بزرگان و صاحب شأن آنان ) خالق آنهايند ،

بلكه ادعا مى كردند كه آنان " واسطه " هايى براى تقرب به خالق آسمانها و زمين هستند و بهمين سبب آنان را مى خواندند و ادعا داشتند كه آنها دعاهايشان را شنيده و حاجاتشان را مى دهند.

 

خداوند خطاب به اين اشتباه در عبادت آنان مى فرمايد :

 

إِن تَدْعُوهُمْ لا يَسْمَعُوا دُعَاءَكُمْ وَلَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجَابُوا لَكُمْ

 

وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكْفُرُونَ بِشِرْكِكُمْ وَلا يُنَبِّئُكَ مِثْلُ خَبِيرٍ

 

سورة الفاطر - الآية ۱۴

 اگر آنها را بخوانيد، شما را نمى شنوند. حتى اگر هم بشنوند، نمى توانند به شما پاسخ دهند. در روز رستاخيز، آنها شما را طرد خواهند کرد. هيچ کس نمى تواند مانند آن آگاه ترين تو را آگاه کند.

 

قُلْ أَرَأَيْتُمْ شُرَكَاءَكُمُ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ أَرُونِي مَاذَا خَلَقُوا مِنَ الأَرْضِ

 أَمْ لَهُمْ شِرْكٌ فِي السَّمَاوَاتِ...

 بگو، "معبودانى را که در کنار خدا قرار داده ايد در نظر بگيريد؛ به من نشان دهيد که آنها در زمين چه آفريده اند." آيا در آسمان ها شراکتى دارند...

الفاطر - الآية ۴۰

 

و  خداوند در سورة الأعراف نيز تأكيد مى فرمايد كه آنان ( مشركين ) تنها جامداتى مانند سنگ و چوب را نمى خواندند و تقديس نمى كردند بلكه آنان كسانى را به مدد مى طلبيدند كه صاحب شأن بودند ، ولى باز خداوند عمل آنان را مردود ساخته و مى فرمايد :

 

إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ عِبَادٌ أَمْثَالُكُمْ فَادْعُوهُمْ فَلْيَسْتَجِيبُواْ لَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ

 

 معبودهايى که در کنار خدا صدا مى کنيد بندگانى هستند مانند شما. برويد و آنها را صدا کنيد؛ بگذاريد به شما پاسخ دهند، اگر راست مى گوييد.

سوره أعراف - آيه ۱۹۴

 حق جويان راه خدا

 

دعا و حاجت بايستى در امورى كه فقط و فقط مخصوص به الله تعالى مى باشد ، از خود الله تبارك و تعالى طلبيد.

 

آن كسى كه مى فرمايد :

 

وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ

 

ما انسان را آفريديم و ما مى دانيم که او با خود چه زمزمه هايى مى کند. ما از رگ گردنش به او نزديک تر هستيم. سورة ق - آيه ۱۶

 

طلب كردن حاجت از خوبانى ( امامان و يا اولياء الله ) كه به جهان ديگر رخت بستند وبا ما زندگى نمى كنند ، در حقيقت خدايى دانستن آنان مى باشد.

آن كسى كه در كناره ى اين دنيا زمزمه ى " يا علي ، يا فاطمة ، يا شيخ عبدالقادر گيلانى ... " سر مى دهد ، شكى ندارد كه آنان صداى او را شنيده و قادر به اجابت اويند!

 

خداوند امور عبادش را به كسى موكول نكرده و مى فرمايد :

 

يَسْأَلُهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ

 

همه کس در آسمانها و زمين از او درخواست مى کنند. او هر روز در احداث و خلق امر جديدى ست.

سورة الرحمن - الآية ۲۹

سؤال:

آيا طلب كردن از طبيب براى مداوا ، استعانت به غير خداست!؟

جواب:

خير ، استعانت و يارى و طلب جستن در امورى كه در احاطه ى بشر مى بوده و رسول الله نيز بدان ترغيب مى فرموده ، كاملاً درست مى باشد.

 

سؤال:

استعانت به امامان هم بمانند استعانت به طبيب براى مداوا كردن مى باشد و كسى امامان اهل بيت را " خدا " نمى خواند بلكه او را همانند طبيب " واسطه " اى براى درمان ، چرا استعانت به امامان اهل بيت كه صاحب منزلتند شرك قلمداد مى شود!؟ 

 

جواب :

 

استعانت به امامان در زمان حياتشان و حتى طلب دعا كردن از آنان در زمان حياتشان بسيار بسنديده است ، اما بعد از وفاتشان آنان ارتباطى با ما ندارند و استعانت و حاجت طلبى از آنان در واقع "اعطاى قدرات خدايى " به آنان است و اين نوع عمل شركى ست به خداوند كه در امور عبادش به شريك محتاج نيست .

 

از الله تعالى خواهانم ما و شما را به بهترين راههاى عبادتش هدايت و ما را از انواع شرك دور فرمايد

محمد امین پنجشنبه یازدهم مهر 1387  نظر بدهید!

خدايا تنها ترا مى پرستيم و تنها از تو كمك مى خواهيم
موضوع مرتبط با :

رسول گرامى -صلى الله عليه وآله وسلم-، همواره تلاش کرده اند مردم را از توجه به غير الله باز دارند و بسوی خدا متوجه کنند، بنابراين عجيب نيست که خداوند خطاب به شخص رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- بفرمايد: ﴿لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَلَتَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ﴾. (الزمر: 65).

«ای پيامبر اگر تو هم شرک بياوری قطعاً عمل تو بر باد خواهد رفت و در آخرت از زيانکاران خواهی بود».
لذا رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- هم همواره سعی داشته اند از تمام مظاهر شرک جلوگيری بعمل آورند، و يکی از بزرگترين مظاهر شرک افراط در اظهار محبت نسبت به قبور پيامبران و اولياء، صالحان است، البته هر قبری ممکن است مورد محبت و توجه افراد ناآگاه قرار گيرد، اما علت اين است كه چون احساس محبت و ارادت نسبت به اينها بيشتر است، لذا احتمال خطرهم دربارهء آنان قوى تر می باشد. چون انگيزهء منع ساخت گنبد و بارگاه و ضريح، جلوگيرى از خرافات و خداى نكرده شرك است، لذا چنين احتمالى به دليل تقدس مقام و منزلت ايشان و محبت فوق العاده اى كه مردم نسبت به اينها دارند، خيلى بيشتر است.
اصولاً قبر افراد عادى خيلى مورد توجه مردم قرار نمى گيرد به اندازه اى كه قبر يك پيامبر و امام و امامزاده مورد توجه قرار ميگيرد، بنابراين امروز در هرجايى كه قبر يا مزارى محل رفت و آمد مردم و ارادتمندانِ متأسفانه جاهل قرار ميگيرد يا منسوب به پيامبرى است يا به امام و امامزاده اى و يا به شخص صالح و نيكو كارى.
قابل تذکر است که زيارت قبور، سنت رسول گرامی -صلى الله عليه وآله وسلم- است، ايشان فرمودند: ((كنت نهيتكم عن زيارة القبور ألا فزوروها فإنها تذكر الآخرة))[ ترمذي، ابن ماجه، أحمد].
«من شما را از زيارت قبور نهى كرده بودم اکنون می گويم قبرها را زيارت کنيد زيرا که انسان را به ياد آخرت می اندازد».
پس زيارت قبرها يک سنت نبوی است لازم است که هر انسان بويژه مؤمنان گاهی به قبرستان سر بزنند و زندگی پس از مرگشان را به ياد بياورند کنند تا اينکه از خدا و آخرت غافل نمانند.
اما زيارت قبور آدابى دارد که در سنت صحيح ثبت شده است، اول اينکه دعای زيارت قبور را بخواند، ((السلام عليكم أهل الديار من المؤمنين والمسلمين، وإنا إن شاء الله بكم لاحقون أسأل الله لنا و لكم العافية))[ مسلم.].
«سلام بر شما باد ای مؤمنان آرميده، شما از ما سبقت گرفتيد ما هم إنشاءالله بزودی به شما ملحق خواهيم شد».
از ديگر آداب زيارت قبور اين است که روی قبر ننشيند، قبر را لگدمال نکند، در قبرستان نماز نخواند، از خداوند غافل نشود، از مردگان کمک و نياز نخواهد و غيره.
با بررسى تاريخ شرك در قرآن مى بينيم كه در زمان نوح -عليه السلام-خداوند جهان را با طوفان از هرگونه كفر و شرك و خرافات پاك كرد، اما ظهور مجدد شرك بوسيلهء ارادتمندان جاهل به شخصيتهاى صالح و محبوب و محترم صورت گرفت و شيطان از نام پاك آنان سوء استفاده كرد و توجه مردم را به سوى آنان جلب نمود و در ابتدا فقط محبت و ارادت مطرح بود و نه چيزى بيش از اين، كم كم چنين وانمود كرد كه براى اينكه اين افراد صالح فراموش نشوند بهتر است برايشان مجسمه هايى بسازيم تا با ديدن اين مجسمه ها به ياد آنان بيفتيم، همين جهل مفرط بود كه كم كم راه را براى پرستش و كمك خواستن و شفيع و وسيلهِ قرار دادن آنان، هموار كرد.
اين يک واقعيت است که در طول تاريخ هرگاه شيطان خواسته به مقصود اصلى اش برسد، از نام مقدس بزرگان استفاده كرده است. عيسى -عليه السلام- و عزير -عليه السلام- كه تقصيرى نداشتند، يا عيسى پرستان و عزير پرستان كه دشمن آنها نبودند، بهانه آن ها دوستي و محبت بود. اما افراط و تفريط همواره انسان را هلاک می کند، دوستى بيش از حد, انسانهاى مؤمن و بسيار مخلص و ارادتمند را به ورطهء هلاكت می کشد و در هر عصر و زمانى كه شما ملاحظه كنيد مى بينيد بزرگترين سبب گمراهى مردم، شخصيت هاى مورد احترام آنان بوده اند.
نه از راه دشمنى بلكه به بهانهء دوستى و محبت،  مگر همين بتهايى كه مشركين مكه داشتند چه بود؟ همهء آنان عبارت از مجسمه هاى افراد صالح و نيكو كارى بودند كه تمام جامعه نسبت به آنان محبت و ارادت داشتند، لذا مشركين نمى گفتند: ما اينها را مى پرستيم بلكه آنها را وسيلهء نزديكى به خدا مى دانستند، همين منطقى كه متأسفانه امروز ما داريم. نعوذ بالله خداى قادر و توانا را به انسان عاجز و ناتوانى تشبيه مى كنيم كه هيچ قدرتى ندارد مى گوييم همچنانكه شخصى براى رسيدن به يك رئيس جمهور از افراد نزديك به او كمك مى گيرد، ما هم كه گنهكار و روسياه هستيم و پيش خدا آبرو و اعتبارى نداريم براى رسيدن به خدا بايد از دوستانش كمك بخواهيم ؛ چون اينها افراد محبوب در نزد خدا هستند و مي توانند مشكل ما را به خدا بگويند! چه منطق جاهلانه اى! مگر خدا نعوذ بالله مثل رئيس جمهور يا هر مخلوق ديگرى عاجز است!؟ خداوند عالم الغيب است هر پنهان و آشكار را مى داند، و از رگ گردن به ما نزديك تر است. خداوند میفرمايد: ﴿وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ﴾. (ق: 16).
« و ما از رگ گردن به او(انسان) نزديکتريم».
﴿ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ﴾. (غافر: 60).
«مرا بخوانيد تا خواسته ى شما را اجابت كنم».
ما در هر ركعت نماز با خدا عهد مي بنديم كه:
﴿إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ﴾. (الفاتحة: 5).
«خدايا تنها ترا مى پرستيم و تنها از تو كمك مى خواهيم».
ما چگونه خدا را به يكتايى مى پرستيم و غير او را پرستش مى كنيم، ما چگونه فقط از او كمك ميخواهيم و از غير او كمك مى طلبيم، كه نمى توانيم مشكلات خود را خودمان با او در ميان بگذاريم، عجب جهلى دامن ما را گرفته است! چه وقت مى خواهيم بيدار شويم؟ چه وقت مي خواهيم بفهميم؟ چه وقت مي خواهيم از اين ذلت و خوارى نجات بيابيم؟ تا چه وقت مي خواهيم همچنان مانع نزول رحمت و نصرت خدا باشيم؟! خداوند كه با ما شوخى ندارد، دين خدا كه شوخى پذير نيست، بهشت و دوزخ كه افسانه نيست، مرگ و حساب و كتاب كه توهّم و خيال نيست.
اگر ما به همه ى اين ها ايمان داريم، قرآن را كتاب آسمانى و دستور زندگى مى دانيم، و خداوند را يگانه معبود و كارساز و مشكل گشا مى دانيم پس چـرا خـود را از چنگ اين خرافات نمي رهانيم؟ چرا آنگونه كه رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- و صحابه اخيار و اهل بيت اطهارش -رضي الله عنهم- خدا را مي پرستيدند، خدا را نمي پرستيم؟ دين يكى است, كتاب يكى است, آيات و نصوص و دلائل يكى است، پس چرا حاضر نمى شويم دست از اين خرافات برداريم و مانند صحابه و اهل بيت به ريسمان خدا چنگ بزنيم و دين را همچنان كه آنان فهميده اند بفهميم! پس بياييم اسلام را از اين بدنامى نجات بخشيم و لكه هاى ننگى را كه بر دامن پاك آن ماليده ايم شستشو دهيم تا دشمنان بهانه پيدا نكنند واسلام را به باد تمسخر نگيرند. شما تصور كنيد يك دانشمند غربى بيايد و فلان ضريح و بارگاه و مزار فلان امام و امامزاده را ببيند، يا صحنه هاى تكان دهنده ى عزادارى را مشاهده كند چه حالتى به او دست خواهد داد، فرض كنيد كنار يكى از ما نشسته باشد و راز و نياز ما را با فلان امام و امامزاده گوش كند چه تصورى خواهد داشت، فرض كنيد خواسته هاى ما را از فلان امام و بزرگ بشنود چه برداشتى از اسلام خواهد داشت؟ پس بياييم و اسلام را آنچنانكه هست بشناسيم و خرافات را از دامن پاك آن بزدائيم. إن شاء الله. پيروز باشيد.

محمد امین پنجشنبه یازدهم مهر 1387  نظر بدهید!

صنعت امامزاده سازی، صنعتی پر رونق در صنعت ایران
موضوع مرتبط با :

طی يکسال ؛ امام زاده های ايران ؛ سی و هفت ميليارد تومان در آمد داشته اند
يعنی مردم بيچاره ايران ؛ که خودشان به نان شب محتاج اند و با هزار و يک درد بی درمان دست به گريبان هستند ؛ رفته اند در اين امام زاده ها دخيل بسته اند ؛ ناله و ندبه کرده اند ؛ گريبان چاک داده اند ؛ اشک ريخته اند و حاجت خواسته اند ؛ و چون هيچيک از اين امامزاده ها اهل نسيه کاری نيستند و چک و سفته هم قبول نمی فرمايند و هيچ حاجتی را بدون پول بر آورده نمی کنند ؛ لاجرم ؛ همين مردم پا برهنه و گرسنه ؛ سی و هفت ميليارد تومان به اين امامزاده ها رشوه داده اند بلکه دردی از آنها درمان بشود ؛ حاجتی بر آورده بشود ؛ برای دخترشان شوهری پيدا بشود ؛ همسر شان حامله بشود ؛ عروس شان از سر بهوايی بيرون بيايد ؛ گاو و گوسفند شان از بلايای ارضی و سماوی در امان بمانند ؛ فلان بيماری شان شفا پيدا بکند؛ و خلاصه اينکه يکی از هزار و يک حاجت شان بر آورده بشود

ميدانيد که اساسا دستگاه روحانيت – بخصوص روحانيت شيعه – از نظر تاريخی ؛ بر تلکه گيری از عوام تکيه دارد و به همين خاطر است که صنعت امامزاده سازی در ايران – بر خلاف صنايع ديگر – صنعتی پر رونق هست و هر روز در گوشه ای ؛ يکی خواب نما ميشود و از خواب نمای او امامزاده ای سر بر ميکشد و دکان دو نبشی برای آقايان ملايان فراهم ميشود تا حضرات همچنان بر خر مراد سوار باشند و بخورند و بنوشند و بتازند و بنازند و بر گرده خلق بنشينند و به ريش همگان بخندند

آقای چمران ؛ معاون بقاع و اماکن متبرکه در سازمان اوقاف ؛ با کلی خوشحالی فرموده است که در آمد همين امامزاده ها در سال 84 نسبت به سال 83 رشد بسيار خوبی داشته کما اينکه اين در آمد از 27 ميليارد تومان به 37 ميليارد تومان رسيده است
به زبان ساده تر ؛ امامزاده ها در سال گذشته ؛ کاسبی شان کلی روبراه بوده و شکر خدا هيچگونه ضررو زيانی متوجه کسب و کار آنها نشده است

جالب ترين بخش اين خبر اين است که آقای معاون اوقاف فرموده اند که : در ايران مجموعا هشت هزار امامزاده وجود دارد و اين 37 ميليارد تومانی که در سال 84 نصيب امامزاده ها شده ؛ فقط و فقط مربوط به سه هزار تا از امامزاده ها بوده و اگر قرار باشد در آمد سالانه همه امامزاده ها – از امامزاده بی غيرت بگير تا فلان امامزاده در شالغوز آباد - را حساب کنيم سر به دويست – سيصد ميليارد تومان ميزند

در حاليکه امامزاده ها و آقا زاده ها هر روز در ايران پولدار تر و پروار تر ميشوند ؛ شکاف طبقاتی در ميهن ما هر روز عميق تر ميشود و بر اساس تازه ترين آماری که منتشر شده ؛ ده و نيم درصد از جمعيت شهری ؛ و يازده در صد از جمعيت روستايی کشور ما در زير خط فقر مطلق هستند .يعنی از لحاظ جمعيتی اگر بخواهيم حساب کنيم ؛ هفت ميليون و 465 هزار نفر از جمعيت ايران زير خط فقر مطلق زندگی ميکنند

بر اساس نتايج يک تحقيق ؛ خانوار های تهرانی نيازمند 395 هزار تومان در آمد ماهانه هستند تا از فقر مطلق خارج بشوند و اين در حالی است که ميانگين حقوق کارمندان در حال حاضر صد و هفتاد هزار تومان اعلام شده است

نقشه جغرافيای فقر که بر اساس خط فقر استانی از سوی وزارت رفاه و تامين اجتماعی منتشر شده ؛ نشان ميدهد که خط فقر مناطق شهری 162 هزار تومان ؛ و خط فقر مناطق روستايی صد و سی هزار تومان در ماه است
اما آيا چنين در آمدی برای ميليونها نفر ميسر است ؟؟؟

براستی که زيستن در بهشت اسلامی اين آقايان ؛ و شرافتمندانه زيستن ؛ چه مصيبتی است....

محمد امین پنجشنبه یازدهم مهر 1387  نظر بدهید!

ما را وهابي لقب ندهيد
موضوع مرتبط با :

ما را وهابي  لقب ندهيد

اگر اعتقاد به شرك بودن استغاثه -طلب فريادرسي- از غيرخدا «نشانه‌ي وهابي بودن باشد» بايد پذيرفت كه پيامبرصلي الله عليه وسلم ، خلفاي راشدين، ائمه‌ي اربعه و علماي اسلام و ... همه‌ي آنها و پيروانشان وهابي هستند. زيرا:

الف) خداوند متعال ميفرمايد:  ]إذ تستغيثون ربكم فاستجاب لكم[ «هنگاميكه شما مسلمين پروردگارتان را به فريادرسي خواستيد پس براي شما استجابت نمود»(انفال/9). و باز خداوند مي‌فرمايد:

 ] إن الذين تدعون من دون الله عباد أمثالكم[ «كساني را كه به غير از خدا ميخوانيد بندگاني مثل خودتان هستند»(اعراف/194).

 يعني همچنانكه شما مخلوق و نيازمند هستيد و قادر نيستيد به فرياد كسي برسيد، آنها -بندگاني را كه از ماوراي عالم به شهادت ميخوانيد- نيز نميتوانند به فرياد شما برسند. زيرا تمامي بندگان خدا خودشان سراپا نيازمند هستند. حال هر چند بسيار صالح و پاك هم باشند هرگز قادر به نصرت و ياري دادن ديگران نيستند. چنانكه خداوند يگانه و بيشريك ميفرمايد:

]والذين تدعون من دونه لا يستطيعون نصركم[ «كساني كه بغير از خدا ميخوانيد توانايي ياري دادن شما را ندارند»(اعراف/197).

اساساً بندگان صالحي كه از اين دنيا رفتهاند و يا اينكه زندهاند ولي با ما فاصله‌ي مكاني زيادي دارند، از احوال ما بيخبر هستند. بفرض هم كه مطلع باشند نميتوانند دعاي ما را استجابت كنند.

چنانكه در قرآن كريم ميخوانيم:

]إن تدعوهم لا يسمعوا دعائكم و لو سمعوا ما استجابوا لكماگر آنها (غيرخدا) را بخوانيد دعاي شما را نميشنوند. اگر (بفرض محال) هم بشنوند نميتوانند دعاي شما را استجابت كنند»(فاطر/14).

بعلاوه تنها كسي مي‍تواند به فرياد آدميان برسد كه قدرت خلق و آفرينش داشته باشد، چون خداوند ميفرمايد:

] والذين يدعون من دون الله لا يخلقون شيئا و هم يخلقونوكساني را كه غير از خدا ميخوانند چيزي را خلق نكردهاند آنها خودشان هم مخلوق(نيازمند) هستند»(نحل/20).

شگفتا! كه كساني «من دون الله» را به «بتهاي چوبي و سنگي» معني ميكنند، آنگاه گستاخانه رأي مي‌دهند كه خواندن صالحان و نيكوكاران عين توحيد است در حاليكه واضح و آشكار است كه «من دون الله» يعني هركسي و هر چيزي غير از خداوند قادر متعال.

ب) انس(رضيالله عنه) كه 9 سال در خدمت پيامبر صلي الله عليه وسلم بوده است نقل مي‌كند كه: هرگاه پيامبر صلي الله عليه وسلم با سختي و ناراحتي مواجه ميشد ميفرمود: چنانكه امام ترمذي روايت كرده است:

عن أنس رضيالله عنه عن النبيصلي الله عليه وسلم  (إنه كان إذا كربه امر، قال: يا حي يا قيوم برحمتك أستغيث) « اي زنده‌ي پاينده‌ با رحمت خودت بفريادم برس!» (قال الحاكم هذا حديت صحيح الاسناد، رواه الترمذي).

پس پيرو راستين پيامبرصلي الله عليه وسلم كسي است كه مانند رسولاللهصلي الله عليه وسلم دعا كند و فقط خدا را فريادرس بداند و بس.

ج) امام علي رضي الله عنه به پيروي از پيامبرصلي الله عليه وسلم چنين دعا كرده است:

( ... فيا غاية الطالبين و أمان الخائفين و عماد الملهوفين و غياث المستغيثين و جار المستجبرين وكاشف ضُرالمكروبين ...)« اي منتهي آرزوي خواستاران و امانبخش ترسناكان و تكيهگاه دلسوختگان و فريادرس فريادطلبان و پناه پناهجويان و برطرفكننده‌ي گرفتاري گرفتاران» (صحيفه علويه، ص/636، قابل ذكر است كه مرجع مذكور پر از دعاهاي خالص توحيدي ميباشد).

) زينالعابدين يكي از نوادگان امام علي در دعاي خود ميفرمايد: ( ... فلا أدعو سواك و لا أرجو غيرك … )« جز تو را نميخوانم و بجز تو اميد ندارم».
سجاد يكي ديگر از نوادگان امام علي همچنين(در دعاي 28، صحيفه‌ي سجاديه) ميفرمايد: ( و رأيت أن طلب المحتاج الي المحتاج سفه عن رأيه و ضله عن عقله)« دانستم كه خواستن نيازمند از نيازمند از سبكي انديشه و گمراهي خود اوست».هـ) غزالي (رحمه الله عليه) در ضمن قصيده‌ي منفرجه‌ي خود ميفرمايد:

من للملهوف سواك يغث            او للمضطر سواك نجي
« جز تو كيست فريادرس دلسوختگان يا كيست جز تو نجات دهنده‌ي درماندگان».

محمد امین پنجشنبه یازدهم مهر 1387  نظر بدهید!

آخرین مطالب ارسالی 
پاسخ به یازده سوال مدیر وبلاگ گفتگویی آرام میان شیعه و سنی (یکشنبه هشتم آذر 1388)
هر طور مي‌خواهي زنده‌گي كن؛ پاداش آن را خواهي ديد! (سه شنبه نوزدهم آبان 1388)
نصيحت به سخنرانان ودعوتگران راه الله تعالي (سه شنبه پنجم آبان 1388)
عقيده سلف صالح (سه شنبه پنجم آبان 1388)
وهابیت از نگاهی دیگر (سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388)
تعلیقاتی بر عقیده واسطیه (سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388)
خطر تكفير... (دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388)
وصيت شيخنا محمد ناصر الدين آلباني ( صوتي ) (دوشنبه بیستم مهر 1388)
"مسلمانان خطر منهج تکفییر را جدی بگیرید" (یکشنبه نوزدهم مهر 1388)
(دوشنبه سیزدهم مهر 1388)
 
الله شما را حفظ کند...
السلام علیکم و رحمه الله...هدف نویسندگان این وبلاگ فقط اصلاح است و الله طلب توفیق داریم...مدیریت: اخوکم محمد امین... تاريخ تولد : خرداد ماه 1369 ... تاريخ مرگ : یا رب ، لا تخرجنی من هذه الدنیا حتی ترضی عنی...
آمار بازديد:
 
بازديد کلي :
نویسندگان :
 محمد امین
 عمران
 ام محمد

اهل تحقيق را به خواندن اين کتب شیخ محمد ابراهیم کیانی توصيه ميکنم


باشد WORD: 482 KB

فرمود
WORD: 6.26 KB

اهل تحقيق را به خواندن اين کتب توصيه ميکنم


بازسازي باورها PDF: 3.41 MB
WORD: 450 KB

سلسله کتابها و مقالات استاد
علي حسين اميري
WORD: 1.6 MB
JAR (Mobile): 1 MB

عيانات WORD: 693 KB
PDF: 6.7 MB
JAR (Mobile): 530 KB

توسل شرک آميز HTML: 160 KB
CHM: 584 KB

آلفوس - پاسخ عقلى به دروغهاى تاريخى در فرهنگ شيعه WORD: 858 KB
JAR (Mobile): 800 KB

سوانح ايام PDF: 25 MB
WORD: 38 MB

چرا سنى شدم؟ PDF: 637 KB
WORD: 187 KB
CHM: 1.8 MB
JAR (Mobile): 171 KB

تضاد مفاتيح الجنان با قرآن PDF: 3 MB
WORD: 323 KB

وحدت و شفقت بين صحابه و آل بيت عليهم السلام PDF: 521 KB
WORD: 2.3 MB
CHM: 670 KB
HTML: 40 KB

کتابهاي دکتر علي محمد صلابي
در شناخت سيرت بزرگان اسلام
WORD: 5 MB


تفاسير قرآن : 1 يا 2 يا 3
تزکيه و فقه : 1 يا 2 يا 3
مجلات اسلامي : 1 يا 2 يا 3
استاد اميري : 1 يا 2 يا 3
سايت عقيده : 1 يا 2 يا 3
سايت نوار اسلام : 1 يا 2 يا 3
سايت کرمانشاه : 1 يا 2 يا 3
حديث عربي : 1 يا 2 يا 3
براي دريافت کد کتابها و درج آن در وبلاگ خود به وبلاگ حقیقت اسلام ناب مراجعه کنيد
0" srم
 

لینک دوستان
قرآن
انجمن گفتگو مسلمانان
انجمن مناظرات اسلامی
شَیخ علی دهواری رحمة الله
راه روشن(شیخ محمد ابراهیم کیانی)
قالب وبلاگ
معنای توحید
زریا... دین و فرهنگ
سنی کرمانشاه
انجمن مسلمانان
انجمن اسلام نت
سنی آنلاین
سلف صالح
اهل سنت و جماعت
اهل سنت جنوب
توحید
فرهنگ اعجاز علمی در قرآن
دانلود کتابهای سایت عقیده
کتابخانه اهل سنت
ف . ی . ل . ت . ر . ش . ک . ن برای سایتهای اسلامی
غرباء
سنی نیوز
منهج سلف صالح
صدای غربت
انجمن مناظرات اسلامی
حقیقت شیعه
راه سنت
طائفه منصوره
پایگاه موحدین
حیات امت اسلام
بازگشت به قرآن در حاکمیت قرآن
شَیخ علی دهواری رحمة الله
محبان فاروق (گروهی)
اسلام نت
سخنرانی های شیخ نبیل العوضی
حقیقت اسلام ناب
پیروان قرآن وسنّت(گروهی)
نیکان گذشته(فاطمه)
راه روشن(شیخ محمد ابراهیم کیانی)
تاریخ و تمدن اسلامی
p.gig
الشيخ عبدالعزيز بن باز رحمه الله
الشيخ محمد بن عثيمين رحمه الله
امام المحدث ناصر الدین آلبانی
 

تبلیغات متنی

مکان تبليغات شما

شما مي توانيد در اين مکان تبليغ خود را قرار دهيد.

مکان تبليغات شما

شما مي توانيد در اين مکان تبليغ خود را قرار دهيد.

قالب وبلاگ » بلاگفا، پرشین بلاگ
 

 
قالب وبلاگ
 
 

 

All Right Reserved By ParsTheme.Com

Template By ParsTheme &
Design by Amirhoseyn rahbari

PHPNUKE.IR
 

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب پرشين بلاگ

قالب بلاگفا