تبليغاتX
قرآن و سنت

qoran-sonnat

محمد امین

qoran-sonnat

http://qoran-sonnat.blogfa.com

قرآن و سنت

قرآن و سنت

قرآن و سنت

السلام علیکم و رحمة الله
با عرض خوش آمد امیدوارم مطالب این وبلاگ برای شما سودمند باشد..انشا، الله الرحمن..
هدف من از تشکیل این وبلاگ این است تا اهمیت و نقش مهم قرآن و سنت را در سعادت بشر و کامیابی هر انسان حقیقت جو را بیان کنم. لذا از شما دوست گرامی خواهشمند هستم با نظرات خود، بنده را در ادای این امر خطیر یاری کنید.

الله می فرماید : سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا

فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنفُسِهِمْ حَتَّى

يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ

بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ

﴿ سورة فصلت - الآية 53﴾

به زودى نشانه‏هاى خود را در افقها[ى گوناگون] و در وجودشان بديشان خواهيم نمود تا برايشان روشن گردد كه او خود حق است آيا كافى نيست كه پروردگارت خود شاهد هر چيزى است.

مؤمنان بدانند كه دشمنى ديرينه به دين خداوند واقعيتى را آشكار كرده و آنهم عجز و ناتوانى آنان از انتشار روز افزون اين دين.

بزودى حقيقت آشكار خواهد شد و وعده ى خداوند نزديكست و ما اميدواريم كه اين عمل ما كه دفاع از دين الله و كتاب الله مى باشد، مورد قبول خدايمان واقع شود
إن أريد إلا الإصلاح ما استطعت و ما توفيقي إلا بالله .


هدفم فقط اصلاح است تا حدود توانايى ام .

و فقط از الله طلب توفيق دارم.
اخوکم محمد امین.
تاريخ تولد : خرداد ماه 1369
تاريخ مرگ : یا رب ، لا تخرجنی من هذه الدنیا حتی ترضی عنی
.:کپی برداری از مطالب این وبلاگ آزاد برای هر مسلمان:.

قرآن و سنت

 
 
قرآن و سنت   
       
   
  
 
فهرست اصلی
صفحه اصلی
آرشیو مطالب
لینکستان
تماس با ما
 


آرشیو مطالب
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
 

لینکستان
اگر می خواهید با وبسایت ما تبادل لینک کنید لینک ما را با نام " قرآن و سنت " قرار دهید و در بخش تماس با ما و یا نظرات لینک خود را قرار دهید. 
مشاهده سریع تماس با ما
 


ظالم بزرگ کیست؟
موضوع مرتبط با :


الَّذِينَ آمَنُواْ وَلَمْ يَلْبِسُواْ إِيمَانَهُم بِظُلْمٍ أُوْلَئِكَ لَهُمُ الأَمْنُ وَهُم مُّهْتَدُونَ:

كسانى كه ايمان آورده و ايمان خود را به شرك نيالوده‏اند آنان را ست ايمنى و ايشان راه‏يافتگاند ( 82- انعام )

وفي الصحيحين عن ابن مسعود لما نزلت "الذين آمنوا ولم يلبسوا إيمانهم بظلم" شق ذلك على أصحاب رسول الله صلى الله عليه وسلم وقالوا: أينا لم يظلم نفسه؟ فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم:(ليس هو كما تظنون إنما هو كما قال لقمان لابنه "يا بني لا تشرك بالله إن الشرك لظلم عظيم" [لقمان: 13].

در صحیح بخاری و مسلم از ابن مسعود رضی الله عنه آورده شده که هنگامی این آیه کریمه نازل شد بر اصحاب رضی الله عنهم دشوار آمد و احساس سنگینی کردند و گفتند: آخر چه کسی از ما بر خودش ظلم نمی کند؟

پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود: این چنین نیست که شما گمان می کنید بلکه منظور از این ظلم همانی است که لقمان به فرزندش گفت : ای فرزند دلبندم به خدا شرک مورز چرا که شرک ظلم بزرگی است.

منظور از ظلم در آین آیه کریمه هم چنانکه پیامبر فرمودند شرک است و مبنی بر این حدیث دلایلی از قرآن نیز وجود دارد :

{إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ} [31/13]: به راستی که شرک ظلم بزرگی است.

{وَالْكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ} [12/254]،: همانا کافران همان ظالمانند

{وَلا تَدْعُ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لا يَنْفَعُكَ وَلا يَضُرُّكَ فَإِنْ فَعَلْتَ فَإِنَّكَ إِذاً مِنَ الظَّالِمِينَ} [10/106

و غیر از خدا چیزی دیگری را که تو را نه نفعی رساند و نه ضرری متوجه تو می سازد را مخوان و پرستش مکن که اگر چنین کردی آنگاه تو نیز از ظالمان خواهی بود ( اضواء البیان)

سید قطب می فرماید:

کسانی‌ که ایمان آورده باشند و خویشتن را خالصانه از آن یزدان سازند، و در عبادت و طاعت و خطّ سـیر زندگی، انبازی آلوده و آمیختۀ این ایمان خالص نکنند، اینان شایسته و سزاوار امن و امان و نترسیدن از این و آنند، و ایشان قطعاً راهیافتگان و راهیابانند( فی ظلال القرآن)

ظلم در مقابل عدل و داد است و قرار گرفتن هر چیزی در جای خود عدل است و غیر از این در معنا و مفهوم ظلم جای می گیرد از این رو شرک ظلم است که حق خداوند به غیر او داده می شود ..حق خداوند عبادت اوست اما مشرک این حق را به غیر او نسبت می دهد...و این حق را برای کسان دیگر قائل می شود.

اهل ایمان : کسانی که ایمانشان را با ظلم نیالایند برایشان امنیت هست و از دورن ترس و نگرانی ندارند و در آرامش به سر می برند اگر چه دنیایشان مملوء رنج و درد باشد اما قلبشان بستانی از بهشت برین است...در مقابل کسانی که مشرک هستند و ایمانشان را به ظلم آغشته اند همواره می ترسند ...در درون امنیتی ندارند ...مداوم دنبال تکیه گاهی برای برآوردن حاجات و رفع دلهره و ناراحتی خود هستند...

آنها می ترسند چون برای خداوند یکتا شریک و همسان درست کرده اند :

(سَنُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ بِمَا أَشْرَكُوا بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا).آل عمران - 151

به دلهاي كافران رعب و هراس خواهيم انداخت‌، از آن رو كه چيزهائي را انباز خدا ساخته‌اند كه خداوند دليل و برهاني (‌بر حقانيت آنها) فرو نفرستاده است‌.

اين سزاي ايشان در دنیا است‌. و امـا در آخرت‌، سرنوشت غم‌انگيز و بد فرجامي در انتظارشان است که تنها سزاوار ستمكاران است‌:

به راستی کسانی که ایمانشان را به ظلم می آلایند در گمراهی به سر می برند....و آنها همان ظالمان بزرگ هستند .

محمد امین پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388  نظر بدهید!

دعای دسته جمعی بعد از نمازهای فرض
موضوع مرتبط با :

بسم الله الرحمن الرحيم
سؤال: آيا دعاي دسته جمعي بعد از نمازهاي فرض از پيامبر(صلی الله علیه وسلم) و صحابه(رضی الله عنهم) ثابت است يا خير؟ لطفاً جواب را با ارائه‌ي ادله‌اي از قرآن و سنّت و اقوال علما بيان نماييد.
جواب: خداوند متعال در قرآن مجيد مي‌فرمايد: (و لكم في رسول الله اسوة حسنة)
و پيامبر خدا(صلی الله علیه وسلم) فرموده اند:) من احدث في أمرنا هذا ما ليس منه فهو رد( رواه بخاري ترجمه: هر كس در دين ما نوآوري كند چيزي را كه از دين نباشد مردود است( و مورد قبول واقع نمي‌شود.) بديهي است كه در زمان رسول خدا (صلی الله علیه وسلم) و صحابه و تابعين دعاي دسته جمعي پس از نمازها نبوده است و اين مسئله از مسائلي است كه بعدها بوجود آمده است و طبق فرموده‌ي رسول خدا(صلی الله علیه وسلم) از امور محدث يا به عبارتي بدعت بحساب مي‌آيد كه بايد از آن پرهيز شود امّا مطلق دعا كردن پس از نمازهاي فرض از پيامبر ثابت است و دعا كردن در اين وقت از مواردي است كه به اجابت نزديك است و شايان ذكر است كه رسول خدا(صلی الله علیه وسلم) عملاً نحوه‌ي صحيح دعا كردن را به امت آموزش داده است كه يكي از ان موارد دعاي انفرادي مي‌باشد.
پس از اين مقدمه شايسته است فتاواي برخي از علما را كه مورد قبول عامه است نقل كنيم.

1- مولانا انور شاه كشميري ايشان كه يكي از محققان و صاحب نظران در فقه حنفي است و براي اثبات مسائل فقهي احناف تلاش گسترده‌اي كرده است در شرح ترمذي كه عرف الشذي ناميده است مي‌گويد: بايد دانست دعايي كه در زمان ما پس از نمازهاي فرض و به شيوه‌هاي كذائي دستهايشان را بلند مي‌كنند در زمان رسول‌خدا(صلی الله علیه وسلم) بر آن پايه بندي و و مواظبت نشده است آري! دعا كردن پس از نمازهاي فرض بدون بلند كردن دستها به‌صورت انفرادي ثابت و متواتر است.(986.1)

2- مولانا خليل احمد سهارنپوري حنفي كه از بزرگان احناف است در شرح ابوداوود بذل المجهود مي‌نويسد: اين كه عموم امامان مساجد و مردم اعم از شافعي و حنفي پس از نماز دستهايشان را براي دعاي دسته جمعي بلند مي‌كنند هيچ توجيه و دليل شرعي ندارند.(138.3)

3- مولانا محمد يوسف بنوري حنفي در كتاب معارف السنن مي‌نويسد: در بسياري از شهرها دعا به‌صورت دسته جمعي و بلند كردن دستها پس از نمازهاي فرض رواج يافته و رسم شده است ولي اين شيوه در زمان پيامبر(صلی الله علیه وسلم) بخصوص با پايه‌بندي و مواظبت نبوده است آري! مطلق دعا كردن پس از نمازهاي فرض بدون بلند كردن دستها و به غير دسته جمعي از پيامبر(صلی الله علیه وسلم) ثابت است.(409.3)

4-علامه حموي حنفي در ألاشباه و النظائر مي‌نويسد: بلند كردن دستها در دعا به‌صورت دسته جمعي بدعت است. ابن حجر در اين مورد گفته است:كه دعا به‌صورت مذكور بدعت است. من هم مانند ابن حجر مي‌گويم بدعت است و حق همين است و شكي درآن نيست، زيرا تعريف بدعت بر آن صدق مي‌كند.(ص400)

5- علامه مجدالدين فيروز آبادي در سفر سعادت مي‌گويد: اينكه ائمه‌ي مساجد پس از نماز دعاي دسته جمعي مي‌كنند از عادات پيامبر(صلی الله علیه وسلم) نبوده و در اين باب هيچ حديث صحيح و ثابتي نيست.(ص90)

6- مولانا عبدالحي لكهوي در مجموع الفتاوايش مي‌نويسد: اين شيوه‌اي كه در زمان ما رواج يافته كه امام پس از نماز دستهايش را بلند كرده و مقتديها آمين مي‌گويند در زمان پيامبر(صلی الله علیه وسلم) نبوده است.(100.1)

7- امام شاطبي در الإعتصام مي‌نويسد: يكي از اقسام بدعت‌ها را مي‌توان لازم گرفتن دعا بعد از نمازهاي فرض نام برد كه به‌صورت دسته جمعي در مساجد دعا مي‌كنند و در همه جا ديده مي‌شود.(ص253) و در جاي ديگري مي‌گويد: اگر پاي‌بند كردن به دعا پس از نمازها براي حاضرين در مساجد صحيح و جايز مي‌بود. پيامبر(صلی الله علیه وسلم) براي انجام آن از هر كس ديگر شايسته بود.

8- سيد رشيد رضا مصري در احكام دعا كردن امام پس از نمازها و آمين گفتن حاضرين اگر به اين نيت باشد كه از سنّت‌ها و فضايل نماز است جايز نيست.

تخريج: مولوي اسحاق حسين‌بر - دارالحديث امام بخاري( رحمة الله عليه) سراوان- آسپيچ

محمد امین شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388  نظر بدهید!

دانشگاه اسلامي مدينه منوره
موضوع مرتبط با :

دانشگاه اسلامي مدينه منوره
مرحلة تأسيس و شكوفايي:

دانشگاه اسلامي مدينة منوره، مؤسسه‌اي است كه اهدافي اسلامي را پي مي‌گيرد، و وابسته به عربستان سعودي مي‌باشد. اين دانشگاه با فرمان پادشاهي، در 25/3/1381 هجري تأسيس شد، سپس فرمان پادشاهي ديگري به شماره هفده در 9/4/1380 هجري دنبال آن صادر شد و نخستين نظام اسلامي و آيين‌نامه داخلي مجلس اداره آن را تأييد كرد.

روز يكشنبه دوم جمادي الثاني سال 1381 هجري تحصيل در اين دانشگاه آغاز شد، و در اين رابطه در 7/8/1395 هجري بخشنامه‌اي به فرمان پادشاه صادر شد كه در بردارندة تعيين اهداف نظام جديد به ترتيب ذيل بود:

1. تبليغ رسالت جاويدان اسلام به جهان توسط دعوت و آموزش دانشگاهي و تحصيلات عاليه.

2. رشد روح اسلامي و گسترش و عمق بخشيدن به گرايش عملي به دين در زندگي فردي و اجتماعي براساس اخلاص در عبادت خداوند يگانه و پيروي خالص از پيامبرش (ص).

3. تهيه و تنظيم پژوهش‌هاي علمي و ترجمه و نشر آن و تشويق مطرح شدن آن‌ها در زمينه علوم اسلامي، به ويژه عربي و ديگر علوم و رشته‌هاي معارف انساني كه جامعة اسلامي به طور كلي نيازمند آن است.

4. بالا بردن سطح فرهنگي و آگاهي دانشجويان مسلماني كه از سر تا سر مناطق براي جهت فراگيري علوم به اين دانشگاه مي‌پيوندند، و تربيت عالماني متخصص در علوم اسلامي و عربي و فقهاي ديني كه از علوم و معارف بهره‌مند باشند، به طوري كه صلاحيت و لياقت تبليغ اسلامي را داشته باشند و بتوانند مشكلات ديني و دنيوي مسلمانان را براساس هدايت كتاب و سنت و عملكرد پيشينيان صالح حل نمايند.

5. جمع‌آوري ميراث اسلامي و اهميت ورزيدن و حفظ، تحقيق و نشر آن.

6. برپايي رابطه علمي و فرهنگي با دانشگاه‌ها و هيأت‌ها و مؤسسات علمي در جهان و استحكام بخشيدن آن جهت خدمت به اسلام و برآورده ساختن اهداف آن.
شرايط پذيرش در دانشگاه
يكم: شرايط عمومي

1. محصل مسلمان، خوش اخلاق و با ايمان باشد.

2. محصل بايد متعهد شود، پايبند مقررات دانشگاه باشد و در محوطة دانشگاه و خارج از آن با اخلاق نيكو ظاهر شود و تسليم همة احكام شرعي باشد.

3. نبايد بيش از دو سال از هنگام دستيابي به موافقت تحصيلي‌شان بگذرد، و همچنين نبايد درصد قبولي‌شان از مجموع كلي نمرات كمتر از هفتاد درصد باشد.

4. ارائه آخرين مدرك تحصيلي يا فتوكپي آن در صورتي‌كه سفارت عربستان آن را تأييد نمايد.

5. ارائه ليست ريز نمرات و لوح‌هاي قدرداني كه محصل آن‌ها را در آخرين سال تحصيلي خويش به دست آورد، به همراه تأييد آنان از سوي مسؤولان آن.

6. ارائه گواهي تأييد انضباط از سوي مقامات قابل اعتماد.

7. ارائه گواهي تولد كه مراجع ذيصلاح آن را تأييد كرده باشند.

8. ارائه گزارشي پزشكي تأييد شده از طرف وزارت بهداشت كشور محصل، مبني بر سلامتي بينائي و اعضاء بدن و عدم ابتلا به بيماري‌هاي واگير.

9. عكس فتوگرافي جديد به اندازه (4×6).

10. ارائه ترجمة عربي زبان همة مستنداتي كه به زبان عربي نيستند، با اين شرط كه ترجمه از طرف مقاماتي كه اين مدرك را صادر كرده باشند مورد تأييد قرار گيرد.

11. كلية مدارك و مستندات ياد شده از طرف وزارت خارجة كشوري كه محصل تبعة آن است و از طرف نمايندگي كشور عربستان در كشور محصل تأييد شود.
دوم: شرايط پذيرش در دانشكده‌ها

جهت پذيرش دانشكده‌ها علاوه بر شرايط عمومي شرايط ذيل مطلوب است:

1. سن محصل بيش از (22) سال نباشد.

2. داوطلب بايد دارندة مدرك دبيرستان از آموزشگاه وابسته به دانشگاه با يكي از آموزشگاه‌هاي كشور عربستان يا از يكي از مدارس خارج باشد به اين شرط كه شيوة تحصيلي آنان برابر با مدرك، تمام كردن تحصيلات دبيرستاني در كشور عربستان باشد و همچنين اين مدرك از طرف سفارت كشور عربستان در كشور داوطلب تأييد گردد.

3. علاوه بر شرايط ياد شده، شرط پيوستن به دانشكدة قرآن كريم و پژوهش‌هاي اسلامي اين است كه داوطلب حافظ قرآن كريم باشد.
سوم: شرايط پذيرش در آموزشگاه‌ها و مراكز وابسته به دانشگاه

جهت پذيرش در آموزشگاه‌ها و مراكز وابسته به دانشگاه، علاوه بر شرائط عمومي شرائط ذيل نيز لازم مي‌باشد:

۱. سن داوطلب جهت تحصيل در مرحلة دبيرستان بيش از هجده سال نباشد.

2. سن داوطلب براي تحصيل در مرحلة راهنمايي بيش از پانزده سال نباشد.

3. به خوبي توانايي تلاوت قرآن كريم را – هر چند از روي خواندن – داشته باشد.

4. داوطلب ثبت‌نام در مرحلة دبيرستان، بايد داراي مدرك تحصيلي مرحلة راهنمايي يا معادل آن را داشته باشد.

5. داوطلبان ثبت‌نام در مرحلة راهنمايي، بايد داراي مدرك ابتدايي باشند.
ساختار تشكيلات و سازماندهي دانشگاه

ساختار تشكيلات دانشگاه اسلامي در بردارندة تعدادي ادارات مي‌باشد كه فعاليت درون دانشگاه را تنظيم مي‌نمايند و بر روند كارها نظارت دارند.

در رأس اين ساختار رياست دانشگاه قرارداد و راهنماي اين ساختار سازماندهي ياد شده، به همراه بيان بخش‌هاي آن و نحوة ارتباطات برقرار شده ميان تشكيلات به ضميمه ملحق شده است و راهنماي ويژه دانشگاه كه امسال 1406 هجري صادر شده است. بيان كلية اين امور را به عهده گرفته است.
بخش‌هاي آموزشي در دانشگاه

اين دانشگاه در بردارنده بخشي جهت تحصيلات عاليه مي‌باشد و همچنين داراي پنج دانشكده و علاوه بر آن داراي آموزشگاه دبيرستان و آموزشگاه راهنمايي و شعبه زبان عربي و دو مركز براي علم حديث مي‌باشد كه اين دو مركز يكي در مدينة منوره و ديگري در مكة مكرمه قرار دارند و در ذيل به معرفي اين بخش‌ها مي‌پردازيم:
يكم: بخش تحصيلات عاليه

اين بخش به صورت مستقل و جداي از دانشكده‌ها عمل مي‌كند و دو رتبه علمي به دانش‌آموختگان تقديم مي‌كند:

1. رتبه بين‌المللي «فوق ليسانس».

2. رتبه عالي بين‌المللي «دكترا».

اين بخش سال 1395 هجري افتتاح شد و تحصيلات در آن تنها در يك رشته در زمينه «سنت» آغاز به كار كرد و هم‌اكنون داراي نه رشته مي‌باشد كه عبارتند از:

سنت؛ فقه؛ اصول فقه؛ تفسير؛ تبليغ؛ عقائد؛ لغت‌شناسي؛ ادبيات و فقه؛ بلاغت.

تعداد محصلان هنگام افتتاحيه سال 1395 / 1396 هجري شانزده محصل بود كه همگي در مرحلة فوق ليسانس به سر مي‌بردند و سال 1406 / 1405 هجري تعداد آن‌ها به دويست و هشتاد و دو محصل از چهل و يك كشور رسيد كه صد و هفتاد و پنج محصل از آن‌ها در مرحلة ‌فوق ليسانس و صد و هفت محصل ديگر در مرحله دكترا مشغول تحصيل بودند.
دانشكده‌هاي دانشگاه

در اين دانشگاه اسلامي، پنج دانشكده وجود دارد كه آن‌ها به ترتيب تاريخ بازگشايي عبارتند از:

1. دانشكدة شريعت (1381 هـق)

2. دانشكده تبليغ و اصول دين (1386 هـق)

3. دانشكده قرآن كريم و پژوهش‌هاي اسلامي (1394 هـق)

4. دانشكده زبان عربي (1395 هـق)

5. دانشكده علوم حديث شريف و پژوهش‌هاي اسلامي (1396 هـق)
(1) دانشكدة شريعت

اين دانشكده نخستين دانشكده‌اي است كه در اين دانشگاه تأسيس شد، ‌و ايجاد آن سال 1381 هـق بود و تعداد محصلان آن هنگام بازگشائي هشتاد و پنج نفر بود.

اين دانشكده، به تحصيل فقه و اصول فقه – تفسير، علم حديث، توحيد – زبان عربي، زندگي‌نامه، تاريخ، اديان و فرق و شناخت وضعيت كنوني جهان اسلام – سياست مشروع، نظام دادخواهي و تاريخ قضاوت – تربيت اسلامي – روش‌هاي تدريس و شيوه‌هاي پژوهش اهميت مي‌ورزد.
(2) دانشكدة تبليغ و اصول دين

اين دانشكده در سال 1386 هـق ‌تأسيس شد و تعداد محصلان آن هنگام بازگشائي پنجاه و هفت محصل بود، بيش‌ترين توجه آن به تحصيل اصول تبليغ و آداب، شيوه‌ها و تاريخ آن – توحيد، تفسير علم حديث در كنار فقه و اصول – زندگي‌نامه و تاريخ اسلامي، اديان و فرق و وضعيت كنوني جهان اسلامي – تهاجم فكري معاصر و رسانه‌هاي ارتباطي و كيفيت اطلاع‌رساني – علم عربي – تربيت اسلامي – روش‌هاي تدريس و شيوه‌هاي پژوهشند.
(3) دانشكدة قرآن كريم و پژوهش‌هاي اسلامي

اين دانشكده، سال 1394 هـق تأسيس شد، و تعداد محصلان آن هنگام بازگشايي بيست و يك نفر بود، اين دانشگاه، بيش‌تر به تحصيل قرآن كريم، قرائت آن، ‌اعجاز قرآن و تفسير در كنار توحيد، اديان، فرق، تاريخ اسلامي، زبان عربي، تربيت اسلامي، روش‌هاي تدريس و شيوه‌هاي پژوهش اهميت مي‌ورزد.
(4) دانشكدة علوم حديث شريف و پژوهش‌هاي اسلامي

اين دانشگاه، سال 1396 هـق تأسيس شد، و تعداد محصلان آن هنگام بازگشايي شصت و نه نفر بود، بيش‌ترين توجه آن به تحصيل سنت نبوي، حديث شريف در كنار توحيد، تفسير تاريخ اسلامي – اديان، فرق، وضعيت كنوني جهان اسلام – زبان عربي، تربيت اسلامي روش‌هاي تدريس و شيوه‌هاي پژوهش است.
دانشكدة زبان عربي

اين دانشگاه، سال 1395 هـق تأسيس شد و تعداد طلبه‌هاي آن هنگام بازگشايي شصت نفر بود، بيش‌ترين توجه آن به تحصيل و تدريس علوم زبان عربي در كنار توحيد، تفسير، ‌فقه سنت، تاريخ اسلامي – اديان، فرق، ‌وضعيت كنوني جهان اسلام – تربيت اسلامي – روش‌هاي تدريس و شيوه‌هاي پژوهش است.

آموزشگا‌ه‌ها و مراكز وابسته به دانشگاه

در دانشگاه اسلامي دو آموزشگاه و دو مركز و يك شعبه در زمينه زبان عربي وجود دارد كه عبارتند از:

1. آموزشگاه دبيرستان.

2. آموزشگاه راهنمايي.

3. مركز دارالحديث در مكة مكرمه.

4. مركز دارالحديث در مدينة منوره.

5. شعبة زبان عربي.
(1) آموزشگاه دبيرستان

سال 1381 تأسيس شد و تعداد محصلان آن هنگام بازگشايي صد و هفتاد و يك نفر بود، و بيش‌ترين عنايتي كه در اين آموزشگاه بذل مي‌شود. بيش‌تر به تحصيلات مسائل علمي شرعي، دروس عربي، اجتماعي، زبان انگليسي است و مدت تحصيل آن سه سال به طول مي‌انجامد.
(2) آموزشگاه راهنمايي

سال 1386 هـق تأسيس شد و تعداد محصلان آن هنگام بازگشايي چهل و نه نفر بود و در آن به درس‌هاي علوم ديني عربي، درس‌هاي اجتماعي و زبان انگليسي توجه مي‌شود و مدت تحصيلي در آن سه سال مي‌باشد.
(3) مركز دارالحديث در مدينه منوره

در سال 1350 هـق تأسيس شد، پيش از آن يك مدرسه غيردولتي بود و در سال 1384 هـق حكم الحاق آن به دانشگاه اسلامي صادر گرديد.

اين مركز، در بردارندة مرحلة راهنمايي مي‌باشد و شيوة تدريس در آن مانند شيوة آموزشگاه راهنمايي و مركز دارالحديث شهر مكه مي‌باشد.
(4) مركز دارالحديث در مكة مكرمه

در سال 1352 هـق تأسيس شد، قبلاً يك مدرسة غير دولتي بود و در سال 1391 هـق حكم الحاق آن به دانشگاه اسلامي صادر گرديد اين مركز، دربردارندة مرحله راهنمايي مي‌باشد و شيوه تدريس در آن مانند شيوة آموزشگاه راهنمايي و مركز دارالحديث شهر مدينه مي‌باشد.
(5) شعبة آموزش زبان عربي براي افرادي كه با آن آشنايي ندارند

اين شعبه در سال 1386 هـق بازگشايي شد و تعداد محصلان آن هنگام افتتاح شانزده نفر بود.

در آن، بيش‌تر به آموزش زبان عربي براي افرادي كه به اين دانشگاه روي مي‌آورند، اهميت داده مي‌شود، تا اين افراد كه توانايي مكالمة عربي را ندارند و يا به خوبي قدرت صحبت كردن به زبان عربي را ندارند، بتوانند اين زبان را فراگيرند و بتوانند به تحصيلات خود ادامه دهند و به مدركي كه همسان با سطح علمي‌شان است، دست يابند. مدت هر دورة آموزشي دو سال مي‌باشد.
مديريت پذيرش و ثبت نام:

1. در آن درخواست‌هاي پيوستن به دانشگاه و آموزشگاه‌ها و مراكز وابسته به آن دريافت مي‌شود، سپس به وسيلة هيأت پذيرش به بررسي آن‌ها پرداخته مي‌شود، همچنين با محصلان داوطلب مصاحبه صورت مي‌گيرد، سپس افرادي كه واجد شرايط باشند، پذيرفته مي‌گردند.

همچنين، در اين ميان از افراد تازه وارد استقبال مي‌شود و اسامي آن‌ها طبق سطح رتبه هر محصل در واحدهاي آموزشي ثبت مي‌شود.

2. در اين مديريت، بخشي وجود دارد كه مسؤوليت آن استقبال و بدرقه كردن است و در اين ميان همة امور اجرايي مربوط به آن و رتبه افراد متعلق به دانشگاه از جمله محصلان، مدرسين، اعضاي هيأت آموزش، افراد اداري و همچنين افراد تحت كفالت دانشگاه و افراد دعوت شده از طرف دانشگاه به عهدة اين بخش مي‌باشد.

همچنين بخش گذرنامه كه صدور ويزاي ورود و بازگشت و تنظيم كارت‌هاي اقامت بر عهده وي مي‌باشد، زيرا اين مجموعه قرار دارد.

3. اين بخش، به ثبت نام افراد محصل و اطلاعات مورد نياز دربارة محصل اقدام مي‌كند و اين اطلاعات را در پرونده‌هاي ويژه بر حسب كشورها منظم مي‌نمايد. سپس اقدام به ثبت وضعيت تحصيلي محصل و درج كارنامة امتحانات و الحاق گزارش‌هايي كه درباره او نوشته شده است مي‌نمايد، همچنين در پرونده هر فرد اخطارهايي كه به فرد داده مي‌شود، انضباط محصل، ويزاي مسافرت‌ها حتي آخرين مسافرت ثبت مي‌شود و علاوه بر آن سعي مي‌شود، اطلاعات مختلفي پيرامون محصل جمع‌آوري شود.

ضمناً، دفتر ثبت در سال 1404 – 1405 به پيشرفت‌هاي قابل توجهي دست يافت و با انتقال اطلاعات به رايانه توانايي ثبت اطلاعات بيش‌تري فراهم شد، و از آن پس اين دفتر توانست، به سرعت به اطلاعات يا آماري كه مي‌خواست دست يابد.
بورسيه‌هاي تحصيلي

دانشگاه اسلامي در شهر مدينه منوره برخواسته از اهداف بلند مرتبه‌اي كه قصد محقق كردن آن‌ها را دارد به افراد داوطلب كه از سراسر جهان مايل به ثبت‌نام در يكي از دانشكده‌ها يا آموزشگاه‌ها يا مراكز وابسته به آن مي‌باشند بورسية تحصيلي مي‌دهد.

اين بورسيه‌ها براساس برنامه‌اي حساب شده كه همه ساله قبل از آغاز سال تحصيلي صورت مي‌گيرد، بر حسب نياز هر كشور و وضعيتي كه آن كشور در آن به سر مي‌برد، با صدور دستور از مجلس دانشكده توزيع مي‌گردد و تقديم اين بورسيه‌ها بدين قرار است كه بخش مديريت پذيرش و ثبت‌نام در دانشگاه پس از دريافت درخواست‌ها، آن‌ها را به هيأتي ويژه واگذار مي‌كند، تا اين هيأت با بحث و بررسي پيرامون افراد، داوطلب واجد شرايط را معرفي نمايد تا پس از آن با ملاحظة ميزان بورسية در نظر گرفته شده، براي هر كشوري افراد پذيرش شوند.

در اين رابطه از سال 98 – 1397 هـق تا ابتداي سال 1406 – 1405 هـق مجموع بورسيه‌هايي كه با موافقت دانشكده داده شده است به 12192 بورسية تحصيلي و براي 100 كشور رسيد.
مديريت امور كتابخانه‌ها

كتابخانه عاملي مهم جهت ارتقاي سطح علمي در زندگي افراد و ملت‌ها به شمار مي‌آيد و اهميت دادن به آن و درك كارائي آن در آموزش و پرورش از طرف افراد هر كشور دليل بر ارتقاي بينش افراد آن كشور مي‌باشد.

در اين زمينه، اين دانشگاه توجه ويژه‌اي به ميراث دارد و سعي مي‌كند كتاب‌هاي سنتي را از مكان‌هاي گوناگون و كتابخانه‌هاي جهاني گردآوري كند و راه استفاده از آن‌ها را با شيوه‌هاي نوين هموار سازد تا در اين زمينه خدمتي به تحقيقات علمي و پژوهشگران و افراد محصل تقديم نمايد، همچنين تلاش اين دانشگاه بر اين بوده است كه اين كتاب‌ها تحقيق و سپس منتشر شوند.

كتابخانه‌هاي اين دانشگاه كه وابسته به مديريت امور كتابخانه‌ها مي‌باشد عبارتند از:

كتابخانه مركز.

كتابخانه‌هاي دانشكده‌ها.

كتابخانة تحصيلات عاليه.

كتابخانه‌هاي آموزشگاه‌ها و مراكز.

و كليه اين كتابخانه‌ها، همواره طبق اختصاص و نياز خود با كتاب‌هاي مختلفي تأمين مي‌شود و كتابخانة مركزي در بردارندة جديدترين دستگاه‌هاي چاپ و خواندن و تصوير است و شما برادر محصل مي‌توانيد از اين كتابخانه‌ها استفاده نماييد و مي‌توانيد با مراجعه به اين كتابخانه‌ها با كتاب‌ها و مراجع و اسناد و مدركي كه به آن‌ها نياز داريد، آشنا شويد و به مطالعه آن‌ها بپردازيد، يا طبق مقررات تعيين شده آن‌ها را به امانت بگيريد.
مديريت امور محصلان

در سال 1397 هـق از طرف دانشگاه آيين نامه‌اي اجرايي صادر شد كه در آن بنابر قانون نظام اساسي قرار شد براي مسائل محصلين مديريتي معين گردد:

نخستين گامي كه جهت تأسيس اين مديريت برداشته شد، صدور امر جهت تعيين وكيل براي مديريت امور محصلان بود و مقرر شد واگذاري مسؤوليت كارهاي اين مديريت به وي در اواخر سال 1399هـق صورت گيرد، سپس در سال 1400هـق آيين‌نامة اجرايي اين مديريت صادر گرديد.

مديريت امور محصلان آن هنگام كه به انجام رسالت خويش مي‌پردازند و بار سنگين اين مسؤوليت را به دوش مي‌گيرد و به انجام وظايف خود اهميت مي‌ورزد، در واقع اين كارها را در چهارچوب مباني و رسالت دانشگاه كه هدف آن بالا بردن سطح علمي فرزندان مسلمانان و مهيا كردن آنان براي انجام وظيفة تبليغ و دعوت به اسلام است، انجام مي‌دهد.

و هدف اين مديريت در اين زمينه و به وسيلة آنچه كه توسط برنامه‌ها و فعاليت خويش انجام مي‌دهد و خدمات گوناگوني كه براي محصلان فراهم مي‌سازد، دستيابي به امور ذيل مي‌باشند:

تكامل رشد علمي محصلان و دستيابي به پيامدهاي اجتماعي سالم.

و كاشتن نهال روح اسلامي در شخصيت‌ها و سعي در فراهم آوردن فضاي مناسب جهت شكوفايي آن.

عمق بخشيدن به حالت دينداري عملي در زندگي آنان و دعوت آنان به اخلاص در عبادت خداي يگانه و پيروي خالص از پيامبر اكرم (ص).

شيوة آموزشي دانشگاهي با روش‌هاي كلاسي صورت مي‌گيرند، يعني در درجة نخست هدف آن بالا بردن سطح علمي محصل و فراهم آوردن فضايي جهت فراگيري علوم و معارف و تقويت جنبة‌ علمي در شخصيت محصل است، در اين مديريت هدف تكامل همه جانبة شخصيت فرد در علم و مسائل ديگر است.

اين مديريت جهت تحقق بخشيدن به رسالت خويش، هدايت تربيتي و اجتماعي مطلوب، سعي نموده است، به امور ذيل دست يابد:

الف) اهميت ورزيدن به مسائل اجتماعي و فرهنگي و ورزشي محصلان و فراهم آوري فضاي مناسب براي آن‌ها در اين زمينه و كمك كردن به آنان جهت غلبه بر مشكلات شخصي و تحصيلي‌شان و از بين بردن سختي‌هايي كه مانعي بر سر راهشان به شمار مي‌آيند تا فضايي مناسب براي تحصيل و فراگيري علوم در دانشگاه برايشان فراهم گردد.

ب) فراهم آوري فرصت‌هاي مناسب براي محصلان تا استعدادها،‌ توانايي‌هاي فكري و علمي و بدني آن‌ها طي اقدام آنان به فعاليت‌هاي فرهنگي و ورزشي و آزمايشي و اردوها و مسابقات شناخته شود و در اين ضمن افرادي كه برخورد اسلامي و نمونه‌هايي از يك الگوي نيك به شمار مي‌روند، معلوم گردند.

ج) رشد و توسعة مبادي و ارزش‌هاي اسلامي در محصلان و ارتقا بخشيدن به شخصيت آنان براساس ايجاد تعادل و تكامل در آن‌ها تا بدين‌وسيله اسلام را به صورت صحيح درك كنند، طوري كه اين درك، آن‌ها را در برابر مقابله با تهاجمات جريان‌هاي الحاد و فساد استحكام بخشد.

د) همكاري با محصلان جهت سعي در درهم آميختن سالم آنان با جامعة اسلامي، به همراه شكوفايي شخصيت اسلامي آنان در زمينه‌هاي زندگي عمومي به وسيلة ايجاد ديدارهاي منظم ميان آن‌ها و ميان برادرانشان از ديگر فعاليت‌هاي اين دانشگاه است. به صورتي كه بتوانند طي آشنايي با همديگر به تبادل تجارب و افكار سازنده بپردازند.

هـ) تقويت احساس يكپارچگي، تبعيت و وابستگي به امت اسلامي در طلاب توسط آشنايي با آنان با عناصر تشكيل دهندة تمدن اسلامي اين امت و ايمان به وحدت خويش و ايجاد همكاري سازنده با هيأت‌هاي اسلامي و مشاركت در فعاليت‌هاي گوناگون، فعاليت ديگر اين مجموعه است.

و) تقويت مسأله آشنايي محصلان با همديگر و ايجاد الفت و محبت ميان آن‌ها و شكوفايي عواطف و تقويت احترام براي استادان توسط ديدارهاي پياپي كه اين هدف را محقق مي‌سازد.

ز) فراهم آوردن عوامل ثبات و استقرار و زمينه‌اي كه آرامش و راحتي محصلان را به ارمغان بياورد؛ مانند تهية مسكن در خور شأن محصلان و تغذيه مناسب و فراهم آوري وسايل ارتباطي و برآورده ساختن ديگر نيازهاي زندگي آنان.

ح) تقديم كمك‌هاي مالي به محصلان و ياري كردن آن‌ها جهت غلبه كردن بر مشكلاتي كه ممكن است، گرفتار آن شوند. مهم‌ترين فعاليت‌هايي كه از سوي مديريت انجام شده‌اند عبارتند از:
فعاليت‌هاي فرهنگي
1. مسابقات فرهنگي.

الف) مسابقة حفظ قرآن كريم.

ب) مسابقة حفظ حديث شريف.

ج) مسابقه پژوهش‌هاي فرهنگي تابستاني.

د) مسابقة خط عربي.
2. انجمن‌هاي فعاليت‌هاي فرهنگي.

الف) انجمن تلاوت و تجويد قرآن كريم.

ب) انجمن حديث شريف.

ج) هيأت انجمن فرهنگي.

د) انجمن خط عربي.
3. فصل امور فرهنگي دانشگاه.

سالن سخنراني عمومي در دانشگاه و آداب آن

در دانشگاه سالن بزرگي وجود دارد كه در آن – هنگام سال تحصيلي – سخنراني‌هاي فرهنگي ايراد مي‌شوند و در آن نامه‌هاي دانشگاه و مراسم و جشن‌هاي عمومي برگزار مي‌شود.

و در اين مناسبات هر محصلي كه علاقه داشته باشد مشاركت مي‌كند، و همچنين مهماناني از بيرون دانشگاه دعوت مي‌شوند.
پيرامون تبليغ اسلامي

دانشگاه همچنان در زمينة تبليغ پيام جاويدان اسلام به جهان تلاش خود را با دعوت و آموزش دانشگاهي و تحصيلات عاليه مبذول مي‌دارد.

و در سال 1397 هـق به ياري و توفيق خداوند متعال نخستين گردهمايي «راهنمايي تبليغ و تربيت مبلغ» در مدينة منوره و در دانشگاه برپا شد.

همچنين سال 1404 هـق گردهمايي دوم برگزار شد و موضوع آن «راه‌هاي تبليغ اسلامي جهت برآورده شدن همبستگي اسلامي و وحدت مسلمين» بود كه در هر دو گردهمايي، عالمان و مبلغان از سراسر جهان شركت كردند و در اين راستا سعي دانشگاه بر اين بود كه به صورت منظم تعدادي از مدرسان و استادان را در تعطيلات تابستاني به كشورهاي ديگر اعزام نمايد تا آنان به تبليغ بپردازند و با مسلمانان ملاقات كنند و با وضعيت و مشكلات آنان آگاه شوند و دست همكاري و برادري به سوي آنان دراز كنند و علاوه بر آن براي آن‌ها دوره‌هاي آموزش زبان عربي برگزار كنند.

همچنين دانشگاه توسط مركز امور مبلغان به صورت دائم به اهداي كتاب و مطبوعات اسلامي به افراد، مؤسسات، مراكز درسي در داخل و خارج كشور اقدام نمود.

و همچنين مركز امور مبلغان به برپايي روابط علمي و فرهنگي با بسياري از دانشگاه‌ها و انجمن‌هاي علمي و تبادل همكاري در زمينه تبليغ بسيار اهميت مي‌ورزد. و همچنين به ايجاد ارتباط و پيگيري عملكرد افرادي كه از دانشگاه دانش‌آموخته مي‌شوند، عنايت ويژه دارد و سعي مي‌كند كتاب‌هاي مورد نيازي را كه به تبليغ آن‌ها كمك مي‌كند، براي آنان ارسال نمايد.

و همه ساله دانشگاه در فصل فرهنگي خود، سالن بزرگ سخنراني‌هاي را آماده مي‌سازد تا هر هفته افراد برگزيده و افراد شاخص انجمن تدريس و انديشمندان و مبلغان بزرگ در آن به سخنراني بپردازند.
تلفن‌هاي ضرور:

دانشگاه اسلامي در مدينة منوره: 8224080 – 8239131 – 8224471

مدير امور محصلان: 8243285

دارالحديث شهر مدينه: 824423

دارالحديث شهر مكه: 5427729 (02)

دفتر دانشگاه در جده: 6714563 (02)

مدير بيمارستان دانشگاه در مدينه: 8238572

پزشك كشيك در بيمارستان دانشگاه: 8251644

محمد امین شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388  نظر بدهید!

خرافه... مصلحت کلانشان!
موضوع مرتبط با :

 خرافه در منظور دینی غالبا بر اعتقاد به  اموری اطلاق می شود که به غیبیات و اموری خارق العاده نسبت داده شده که  اساسا دلیل و مدرک صحیح و ثابتی برای آن یافت نمی شود.

اعتقاد به رمالی و شعوذه جادوگران که خود را منتسب به دین دانسته و از جانب کسانی ساده اندیش در دایره کرامات و اولیاء قرار داده میشو ند از مصادیق خرافه است.

همواره در ورای خرافه، مصالح شوم افرادی کلاش تامین می شود که در صورت مقابله با آن، با تمام قوا ظهور می یابند.

----

دعا نویسی نمونه بارزی از خرافه و وهم پرستی است که عموما در کشورهایی که فاقد امکانات توجیه و ارشاد صحیح دینی هستند شایع است. (مثل ایران)

البته لفظ دعانویسی دقیق نیست چرا که موضوع آن دعا نیست ولی چون بیشتر به این اسم معروف شده آن را به این شیوه ذکر کردم.

محتوای این شعوذه ها کلمات مبهم  و اشکال مرموزی است که به عنوان دعا به مردم ساده اندیش معرفی شده است.

گاها نیز ار کلمات و جملاتی قرآنی اما به صورت ناقص و یا دخیل کردن کلماتی شرک آمیز و کفری استفاده می شود و به ندرت نمونه سالمی که تنها از آیات قران و دعاهای ماثور کار گرفته شده باشد یافت می شود.

کسان ناآگاه و بی اطلاع از دین خدا، با رجوع به این رمالان و جادوگران جهت برآوردن حاجات دنیوی خود، بازار و کسابت این عده معدود را به اندازه کافی رونق داده اند.

و این در حالی است که این شعوذه ها نه تنها خیری در بطن خود نداشته بلکه اغلب به خاطر استفاده از سحر و جادو حاوی شر می باشند.

رمالان و جادوگران مدام به مراجعین خود توصیه می کنند که دعا!  (شعوذه) را محافظت کرده و با موادی مانند موم و ...جمع و در داخل پارچه و یا هر چیز دیگر قرار داده شود تا به آسانی محتوای سحر و چرندیات آنان در دسترس عموم قرار نگیرد.

این جادوگران در مقابل خذعبلاتی  که نوشته اند مبالغ هنگفتی را به جیب می زنند،بسته به نوع تسمیه ای که خود بر دعا  گذاشته و به مقدار تاثیر و کاربرد آن در پیشبرد سحر مبالغ متفاوتی مقرر کرده اند.

---

بسیاری فکر می کنند این موضوع کهنه شده و دیگر اثری از آن نمانده است! اما بدون شک اشتباه می کنند.

زمانی که می بنیم حتی افرادی از قشر باسواد گرفتار این خرافه گشته  و با اعتقاد راسخ به آن، در مقابل روشنگری های داعیان جبهه گرفته اند دیگر چه انتظاری از افراد محروم و بی سواد می رود که دست از خرافات بردارند!

 خانواده ها و افراد فراوانی به سبب سحر و دجل این ساحران گرفتار  شده اند....چه بسیار طلاق اتفاق افتاده که هیچ دلیل موجهی نداشته...چه بسیار ازدواج هایی صورت گرفته که اساسا یکی از طرفین  رضا نداشته است ...بسیاری به بیماریهای متفاوت و لاعلاج روحی دچار شده اند ...

 و همگی ناشی از سحر و شعوذه ای بوده که این ساحران با توسل به جنیان شیطان انجام می دهند.

اینکه فکر کرده باشیم که این ساحران هیچ کاری نکرده اند راه صواب را نپیموده ایم ...قطعا آنان کارهایی را انجام می دهند اما سخن این جاست که از راه کونی و شرعی و در جهت خیر نبوده اند بلکه خیر کسانی در شر بسیاری دیگر حاصل شده است و آن هم به طور موقت.

  اما در مورد نسخه هایی که آنها برای بیماریها و شفای مریض می نویسند باید گفت: غالب کسانی که به آنها مراجعه کرده اند نتیجه ای مثبت ندیده اند...حتی در بسیار ی از موارد کار به سوء استفاده جسمی و جنسی کشیده شده است.

به ندرت کسانی ادعا می کنند که بعد از مراجعه به آنان شفا یافته اند ...و این بعد تبلیغاتی کار این رمالان کذاب است البته هر از گاهی شعوذه انان با شفای قدری خداوند هماهنگ زمانی پیدا می کند و با استفاده از این فرصت و حجیم کردن و یک کلاغ چهل کلاغ، خرافات را در سطح وسیعی اشاعه می دهند.

 نقش شیطان در اغوای مردم اساسی ترین عامل اشاعه خرافات است، آنان به اشکال گوناگون و از طرق مختلف بر ذهن و زندگی مردم تاثیر می گذارند و راه را برای گمراهی و سودجویی از انسانها میسر می سازند.

----

چه بسا درک نقش شیاطین برای کسانی غیر قابل فهم باشد و بگویند: با این توصیف خود شما نیز به نوعی خرافه گرفتار آمده اید؟!

 می گویم: شکی نیست که این مساله به غیبیات نسبت داده می شود و در چهارچوب آن قرار می گیرد اما تفاوتش با خرافه در این است که برای اثبات آن دلیل و مدرک صحیح وجود دارد خداوند می فرماید:

 {اتَّبَعُواْ مَا تَتْلُواْ الشَّيَاطِينُ عَلَى مُلْكِ سُلَيْمَانَ وَمَا كَفَرَ سُلَيْمَانُ وَلَكِنَّ الشَّيْاطِينَ كَفَرُواْ يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ...} بقره: 102

 : و ( گروهي از احبار يهود ) به آنچه شياطين صفتان و گناه پيشگانشان درباره سلطنت سليمان ( به هم مي‌بافتند و بر مردم ) مي‌خواندند ، باور داشتند و از آن پيروي نمودند .  . و حال آن كه سليمان هرگز ( دست به سحر نيالوده و ) كفر نورزيده است ، و بلكه ( اين ) شياطين صفتان گناه‌پيشه ، كفر ورزيده‌اند .  ( زيرا چنين سخناني را به هم بافته و به پيغمبر خدا سليمان افتراء بسته و به جاي دستورات آسماني ، به مردم ) جادو و ( خرافات و از آثار بجا مانده ) آنچه در بابل بر دو فرشته هاروت و ماروت نازل گرديده بود مي‌آموزند .

 هم چنین آنها به دلایل ثابت بر زندگی انسانها تاثیر عمده می گذارند:

  {يَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ وَمَا هُم بِضَآرِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ وَيَتَعَلَّمُونَ مَا يَضُرُّهُمْ وَلاَ يَنفَعُهُمْ } بقره :102

: از ايشان چيزهائي آموختند ( و در راهي از آن استفاده كردند ) كه با آن ميان مرد و همسرش جدائي مي‌افكندند  و حال آن كه با چنين جادوي ( خويش ) نمي‌توانند به كسي زيان برسانند مگر اين كه با اجازه و خواست خدا باشد . و آنان قسمتهائي را فرا مي‌گرفتند كه برايشان ( از لحاظ دنيا و آخرت ) زيان داشت و بديشان سودي نمي‌رساند .

 در واقع عامل بسیاری از بیماریهای روانی به تاثیر این جنیان شیاطین بر می گردد که شکر خداوند با خواندن قران پا به فرار گذاشته و فرد مریض به اذن خدا شفا می یابد!

حتی بیماریهای جسمی نیز وجود دارند که دلیل خاصی برای آن نیست و در واقع  شیاطین مسبب اصلی آن هستند.

 البته نکته ای که ذکر آن لازم و ضروری است غفلت بسیاری از مردم در مراجعه به پزشک است و این ساده ترین راه شرعی علاج بیماریها است که این رمالان با توسل به طرق غیرمشروع و غیر علمی در صدد تعطیل کردن این سنت کونی ( یعنی توسل به اسباب) هستند.

مراجعه به پزشک خود در درمان بسیاری از بیماریهای روانی که سببشان جن و شیاطین است موثر است.

----

بازگشت به قران و توجیه صریح و بدون اغماض مردم تنها راه نجات آنان از دست این کلاشان است و بایستی هر مسلمان معتقد، با بصیرت و آگاهی در هر سطح واستعدادی به انجام این مهم بپردازد.

 کوردو

9/جمادی الاولی/1430.

محمد امین جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388  نظر بدهید!

آیا حکومت دینی مقدس هست؟
موضوع مرتبط با :

مداوم احزاب علمانی و الحادی در تبلیغاتشان تاکید می کنند که بایستی دین را از حاکمیت و حاکمیت را از دین دور کرد  و  شعار می دهند که حکومت  دینی تحت لواي تقدس راه را بر هرگونه ابراز وجود فکري، آزادي بيان، انتقاد و مخالفت سياسي مسدود می کند.

 و همواره احزاب سیاسی که آبشخورشان مذهب سکولار است یکی از وظایف و اهداف مهم خود را مبارزه علیه سیاسی شدن دین می دانند.!

چه این عمل و شعار ، خود ناقض اصول اولیه آنهاست... آزادی فکر و اندیشه و آزادی عمل سیاسی  را بیش از هر کسی سکولارها شعار داده اند ...اما چرا این تبعیض نسبت به دین و متدینان اتخاذ می شود؟...جز شیطان جوابی منطقی برای آن ندارد.

 می گویند: همواره و در طی قرون استفاده ابزاري ازدین سبب گسترش مطلق‌گرايي، عوامفريبي، عدم تحمل اقليت‌ها و تنوعات، و شکاف‌هاي بزرگ اجتماعي گرديده است!

این سخن را می گویند گویی اینکه خود مطلق گرا و عوام فریب نبوده و به تنوعات و اقلیت ها اعتنا داشته اند...

نمونه تنوعی که آنها به آن اعتقاد دارند سرکوب متدینان به بهانه حفظ دستاوردهای فکری بشر است!...آنها زمانی حاضر به تحمل دین شدند که موج دینداری با همه اشکال و انواعش زمان و مکان را در می نوردد و چاره ای جز پذیرش آن – حداقل – به عنوان بخش مهمی از زندگی انسان را ندارند ...لذا دسیسه ای دیگر تراشیده و به تحریف مفاهیم دین  و انحراف مسیر آن مبادرت ورزیدند.

هم چنانکه در بسیاری از حکومت های لائیک و سکولار چنین وضعیتی پیش آمده است که در تاریخ ماضی خود در سرکوب دین و متدینان دست بالا  داشتند و اما در حال حاضر رویکرد دیگری در برخورد با دین در پیش گرفته اند.!

 اما استفاده ابزاری تنها خاص به دین نیست تا دین به کلی از عرصه اجتماعی حذف شود!...اگر این موضوع دلیل موجه حذف دین، مذهب و فکر است بالاولی بایستی خود مذاهب فکری معاصر حذف شوند.

نمی دانم کدام دین با همه انحرافاتی که در آن بوده به اندازه نازی ها، کمونیست ها و دموکراسی آمریکا که همگی ساخته ذهن بشرند  بر بشریت ظلم روا داشته که این چنین در مورد دین قضاوت می کنند.

 ولی شیطان جواب درستی دارد  خداوند از او نقل قول میکند که گفت: ‏

{قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي لأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الأَرْضِ وَلأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ} ‏حجر:39

 : ‏ گفت : پروردگارا ! به سبب اين كه ( به خاطر اين انسان ) مرا گمراه ساختي ،  ( معاصي و اعمال زشت را ) در زمين برايشان مي‌آرايم و جملگي آنان را گمراه مي‌نمايم . ‏

 اما آیا حکومت دینی مقدس است؟

 به هیج وجه.

حداقل می توانم این ادعا را در مورد حکومتی که بر اساس اسلام راستین شکل گرفته مطرح کنم ...ادعایی که آیین و برنامه اسلام به شکل قانونی آن را تایید کرده و  و در عمل نیز انجام پذیرفته است.

حاکمیتی که اسلام  می سازد حاکمش جانشین تام الاختیار خدا در زمین نیست، حاکمش سایه خدا بر زمین نیست!، حاکمش معصوم نیست، ...خلاف این موضوع را منحرفان و اهل ضلالت بنا می کنند و خود را در امور مردم تام الاختیار می دانند...کسانی که ولایت مادی و معنوی را از آن خود دانسته و مخالفان سیاسی خود را مخالف خدا می نامند.

 نباید حکومت های منحرف دینی را معیار قضاوت قرار داد ، چون هم چنانکه پیشتر گفتیم سوء استفاده از هر دین و مذهب چه الهی و چه بشری امکان پذیر است.

اگر حتی یک سال برنامه اسلام در مورد حاکمیت اجرا شده و ادعای ما صدق پیدا کند در رد این زعم که حکومت دینی تقدس ندارد کافی است و حال آنکه ما با تاریخ طلایی از اسلام روبه رو هستیم که به شهادت دوست و دشمن آثاری از تقدس دروغین در آن نبوده و هیچ گاه مسلمانان تصوری مقدس از آن نداشته اند.

بلکه در نهایت سمع و اطاعتی که برای حاکمیت قائل بوده از دور و نزدیک بر آن نظارت داشته اند.

  ابوبکر خلیفه اول حاکمیت اسلامی می فرماید: در آنچه که من از خدا اطاعت کردم مرا اطاعت کنید و اگر خدا و رسولش را نافرمانی کردم دیگر مرا اطاعت نکنید.

 امام عمر در حالی که برای مردم خطبه می خواند فرمود: ای مردم به من گوش دهید و اطاعت کنید. سلمان فارسی بلند شد و گفت: خیر ، امروز نه گوش دادن و نه اطاعتی هست...امام گفت: چرا؟

سلمان رضی الله عنه گفت: تا زمانی که روشن نکنی که این لباسی را که خود را به آن پوشیده ای از کجا اورده ای ( از تو اطاعت نمی کنیم)؟

عمر رضی الله عنه پسرش عبدالله را صدا زد و به او گفت: تو را به خدا قسم می دهم آیا این لباس که من پوشیده ام مال توست یا نه؟ عبدالله گفت: بله و خطاب به مردم گفت: پدر من مرد بلند قامتی است و لباسی که مانند بقیه مسلمانان از جانب بیت المال به او می رسد او را کفاف نمی دهد پس من هم لباس خود را به او دادم که خودش را با آن کاملا بپوشاند....

در این زمان سلمان گفت: ای امام! الان امر کن...می شنویم و اطاعت می کنیم.

عمر رضی الله عنه می گوید: هر گاه خوب کردم مرا یاری دهید و هر گاه بد کردم مرا اصلاح کنید...سلمان به او گفت: به خدا سوگند اگر در تو کجی دیدیم با نوک شمشیر راستت می کنیم ، عمر گفت: الحمد لله .. شکر خدایی را که در رعیت عمر کسی را قرار داده که او را با نوک شمشیر راست می کند.

 اين سه شاهد از تاریخ طلایی حاکمیت اسلامی است که به هیچ وجه از تقدس حکام و دستگاه حاکمیت حکایت ندارد.

بلکه آنچه در حاکمیت اسلامی تقدس دارد قانون و اوامر شرعی صحیح است که حاکمیت نیز هم چون پایین ترین فرد جامعه در برابر  آن مسئول است.

این چیزی کاملا جدا از دستگاه حاکمیت و دست اندرکاران حاکمیت است و  مناقشه بر سر آن بحث حق تشریع را می طلبد که این حق حقیقتا متعلق به چه کسی است؟

 

محمد امین جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388  نظر بدهید!

لبخند خدا ...بهشتی برای ابد
موضوع مرتبط با :

ابن مسعود بازگو می کند که پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمودند:

 آخرین کسی که وارد بهشت می شود مردی است که ( بر روی صراط) مرتبه ای راه می رود و دیگر بار با صورتش به زمین می خورد و آتش او را گزند داده و سرخ و سیاه می شود...هنگامی که از ( صراط) عبور می کند به آن نگاه می کند و می گوید: بزرگوراری برای خدایی که مرا از تو خلاصی داد، به راستی که خداوند به من چیزی بخشید که به  هیچ کس از اولین و آخرین ( آدمیان) نداده است!

------------

برای او درختی سبز می شود پس می گوید:بار پروردگارا مرا به این درخت نزدیک کن تا از سایه اش بهره برده و از آب آن استفاده کنم.

الله تعالی به او می فرماید: ای فرزند آدم: چه بسا خواسته تو را برآورده کردم ( اما تو )چیز دیگری بخواهی!

می گوید: نه ای پروردگار-  و او عهد می بندد که غیر از این ( خواسته) چیز دیگر نخواهد.

پروردگار او را معذور می بیند چون آن مرد چیزی دیده که بر آن صبر و قرار ندارد.

پس خداوند او را به درخت نزدیک می کند و او از سایه اش بهره برده و از آب آن استفاده می کند.

------------

سپس برای او درخت دیگر سبز می شود که از درخت قبلی بهتر است. مرد می گوید: پروردگارا مرا به این درخت نزدیک کن تا از آبش نوشیده و در سایه اش بیارایم. و غیر از این دیگر چیزی نمی خواهم.

الله تعالی می فرماید: ای فرزند آدم مگر تو با من عهد نبستی که دیگر چیزی نخواهی؟!

چه بسا اگر تو را به این درخت رساندم باز چیز دیگری بطلبی!

پس مرد ( باز) عهد می بندد که غیر از این چیزی نطلبد و پروردگار او را معذور می بیند چون او چیزی دیده که بر آن صبر ندارد.

پس خداوند او را به درخت نزدیک می کند و او در سایه اش پناه می گیرد و از آبش می نوشد.

محمد امین جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

شيخ الاسلام ابن تيميه( رحمه‌الله ) و امامت شيعي
موضوع مرتبط با :

اگر امامت مهمترین مطالب دین و ارزشمندترین مسایل مسلمانان باشد، شيعه‌ها دورترین مردم از آن می‌باشند. زیرا آنها در مورد امامت سخیف‌ترین و فاسدترین قول را از نظر عقلی و دینی گفته‌اند، همچنانکه هنگام بحث از استدلالاتشان به آن می‌پردازیم.

فعلاً همین کافی است که بدانی مطلوبشان از امامت وجود یک رئیس معصوم است که لطفی در مصالح دین و دنیا شمرده شود، در حالی که هیچ طایفه‌ای از مصلحت و لطف امامت از شيعه‌ها دورتر نیست. زیرا آنها به مجهول و معدومی معتقدند که هیچ اثر و نشانه‌ای از او نیست و هیچ خبری از او شنیده نمی‌شود و بنابراین او آنها را به مقصودشان نمی‌رساند، و هر کس که امامی سودمند در بعضی از مصالح دین و دنیا برای خود بگیرد امامش بهتر از آن امامی خواهد بود که هیچ یک از مصالح امامت را برآورده نمی‌سازد.

به همین دلیل اماميه وقتی که در رسیدن به مصلحت امامت راه به جایی نبردند به اطاعت کافر و ظلم روی آوردند تا شاید از این طریق به بعضی از مقاصدشان برسند، آنها در حالی که مردم را به اطاعت از امام معصوم فرامی‌خواندند، خود به اطاعت از ظالم برگشتند، آیا کسی از آنها پشیمان و نادم و بخت ‌برگشته از مقصود امامت و خیر و کرامت دورتر یافت می‌شود؟

خلاصه اینکه خداوند متعال مصالحی از دین و دنیا را به والیان امور معلق ساخته است، چه امامت مهمترین مسأله باشد و چه مهمترین نباشد، و شيعه در رسیدن به این مصلحت از همه ناتوان‌ترند، زیرا بنا بر دیدگاهشان خیر مطلوبی که نتیجة مهمترین مطالب دین و ارزشمندترین مسایل مسلمانان است به آنان نمی‌رسد.

یکی از مشایخ بزرگ و فاضل شيعه‌ها از من خواست که با هم خلوت نموده و در این باره بحث کنیم. با او خلوت نمودم و رأی آنها را در این باره بازگو کردم که می‌گویند:

(( خداوند به بندگانش دستوراتی می‌دهد و آنها را از کارهایی نهی می‌کند، بنابراین واجب است لطفی به آنها بکند تا مردم در کنار آن لطف بهتر بتوانند واجبات را انجام دهند و از منکرات دوری نمایند، زیرا کسی که مهمانی را برای خوردن طعام دعوت می‌نماید اگر مرادش واقعاً این باشد که مهمان طعام را بخورد کارهایی را انجام می‌دهد که به تحقق این فعل کمک می‌کند، مثلاً با روی خوش با او برخورد می‌کند، و جای مناسبی برای نشستن او انتخاب می‌‌کند و ... و اگر مرادش این نباشد که مهمان طعام را بخورد، با ترشرویی با او برخورد می‌کند، و در را به رویش می‌بندد و ... . این استدلال را شيعه‌هااز معتزله گرفته‌اند، و از اصول شیوخ متقدم خودشان نمی‌باشد.)))

سپس [اماميه] ادامه می‌دهند :

))) و امام یک لطف است زیرا وقتی امامی باشد که مردم را به انجام واجبات و ترک منکرات امر کند، بهتر از عهده انجام اوامر و ترک نواهی برمی‌آیند. بنابراین واجب است که امامی داشته باشند و این امام نیز باید معصوم باشد، زیرا در غیر این صورت مقصود از وجودش حاصل نمی‌شود. و بعد از پیغمبر ص برای کسی جز علیt ادعای عصمت نشده است پس مشخص می‌شود که علیt همان [لطف] است چرا که اجماع شده بر عدم عصمت غیر او، و عبارات و بیانات مفصلی در مورد [عصمت] او بیان شده است.)))

سپس می‌گویند:

(((و علی بر امامت حسن، و بر امامت حسین نصی فرمودند و این کار ادامه پیدا کرد تا نوبت به امام غایب منتظر محمد بن حسن رسید که در سردابی غیبت نموده است.))).  

طرف مقابل اعتراف کرد که این بیان صحیح مذهب امامیه به کاملترین شیوه می‌باشد

به او گفتم: من و شما دو طالب علم و حقیقت و هدایت هستیم. آنها می‌گویند: هر کس به این امام غایب ایمان نیاورد، کافر است. آیا تو این امام منتظر را دیده‌ای؟ و یا کسی را دیده‌ای که او را دیده باشد؟ و یا اینکه چیزی از او شنیده‌ای؟ و یا چیزی از کلام او را می‌دانی؟ و آیا از اوامر و نواهی او چیزی را می‌دانی که از خود او گرفته شده باشد همچنانکه از امامان قبل از او گرفته می‌شد؟

جواب داد: نه.

گفتم: پس بر ایمان ما به چنین امامی چه فایده‌ای مترتب است؟ و چه لطفی از وجودش حاصل می‌شود؟ به علاوه، چگونه جایز است که خداوند ما را به اطاعت از شخصی مکلف سازد که ما از دستوراتش بی‌خبریم و هیچ راهی هم برای پی بردن به دستوراتش را نداریم؟ آیا شيعه‌اي که از همه مسلمانان شدیدتر «تكليف ما لا يطاق» را رد می‌‌کنند، متوجه نشده‌اند این گفتار بالاترین نوع «تكليف ما لا يطاق» است؟

( تكليف ما لا يطاق:‌تكاليفي كه خارج از عهده است)

جواب داد: اثبات این مسأله مبتنی بر آن مقدمات است.

گفتم: مراد از این مقدمات نیز بیان آن چیزی است که به ما ربط پیدا می‌کند وگرنه اگر امر و نهی آن امام متوجه ما نمی‌شد، چه لزومی داشت این مباحث مطرح شود.

اگر از این مقدمات نتیجه گرفته شود که چنین امامی نه فایده‌ای برای ما دارد و نه مستلزم لطفی است و جز «تكليف ما لا يطاق» پیامدی ندارد، پس روشن می‌گردد که ایمان به این امام منتظر از باب جهالت و ضلالت است، نه از باب لطف و مصلحت.

و اگر آنچه که امامیه از امامان وفات یافته, نقل کرده‌اند، حق باشد و باعث سعادت آنها گردد، بنابراین نیازی به آن امام منتظر ندارند، و اگر اقوال منقول از آن امامان باطل باشد، باز هم این امام غایب در رد آن باطل کمکی به آنها نمی‌کند، یعنی نه در اثبات حق و نه در انکار باطل فایده‌ای از امام غایب به آنها نمی‌رسد، و نه باعث امر به معروف و یا نهی از منکری می‌گردد، و نه مصلحت، لطف و منفعت مطلوب از امامت را برایشان محقق می‌کند.

و جاهلانی که امور خود را به مجهولاتی از قبیل مردان غیبی و قطب و غوث و خضر و ... معلق ساخته‌اند، با وجود جهالت و ضلالتشان، و با وجود اینکه در مورد آن بزرگان قائل به چیزهایی هستند که نه مصلحتی برایشان به دنبال دارد و نه لطف و منفعتی دینی و یا دنیوی، ولی با این وجود از شيعه‌ها کمتر به ورطه گمراهی افتاده‌اند. زیرا ملاقات و موعظه شخصی مثل خضر باعث بهرمندی از اوست اگرچه اعتقاد به اینکه آن ملاقات شونده و موعظه‌کننده خضر است از ریشه اشتباه و نادرست باشد، و ممکن است یک جنّی ملاقات شده باشد و گمان شود این همان خضر است و آن جن نیز تنها چیزی را می‌گوید که این شخص از او می‌پذیرد. بنابراین آن کلام شنیده‌ شده از نفس خودش برخواسته و نه از آن مخاطب.

بعضی هم می‌گویند: هر زمانی یک خضر دارد، و بعضی دیگر می‌گویند: هر ولی خدا یک خضر دارد.

کفاری مثل یهود نیز می‌گویند: خضر را در مواضعی [مشخص] می‌توان دید و از دیدگاه آنها خضر به صورتهای مختلف دیده می‌شود، مثلاً به صورت هولناک و ... علت این است که شخص یک جنی را دیده و گمان کرده که خضر را دیده است و بلکه شاید شیطان خود را برای کسی که فکر می‌کند زمینه گمراه‌شدن را دارد، نمایان سازد. و حکایات بسیاری در این باره وجود دارد که مجالی برای ذکرشان نیست.

به هر تقدیر اصناف شیعه از این صوفیان گمراهترند، زیرا نقل ثابت‌شده‌ای از این امام منتظر در نزد آنان وجود ندارد، و کسی را هم که می‌بینند امام منتظر نمی‌دانند، و وقتی امامشان وارد سرداب شد کودکی بود که به سن تمییز نرسیده بود. و آنها دروغهایی را می‌پذیرند که چندین برابر دروغ صوفیه است، و از اقتداء به قرآن و سنت بیشتر از صوفیه روی می‌گردانند، و به بهترینِ مسلمانان طعنه‌هایی می‌زنند که صوفیه در این باره با آنان در تضاد کاملند.

بنابراین آنها در بهره‌مندی از مصالح امامت از تمام طوایف اسلامی زیانبارترند، و بنابر قول خودشان، مهمترین و ارزشمندترین مسایل را از دست داده‌اند.

نقل از كتاب منهاج السنه: (شیخ الاسلام ابن تیمیه در شهر حرّان که از مراکز مهم ادیان قدیم است متولد شد، و این شهر در شمال شرق جمهوری ترکیه نزدیک شهر اورفه که فعلاً شهرى آباد می‌باشد، واقع شده است.تاریخ تولد شیخ الاسلام ابن تیمیه را جمهور مورخین از جمله شاگرد او حافظ ابن کثیر دهم ربیع الاول سال (661هـ) دانسته‌اند.)

محمد امین یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388  نظر بدهید!

عمل به قرآن و سُنّت
موضوع مرتبط با :

چرا خداوند قرآن را نازل كرد؟
ج۱: خداوند قرآن را جهت عمل و سرچشمه هدايت و كاميابي در تمام ابعاد زندگي براي انسانها نازل كرد خداوند متعلي مي فرمايد: )اتَّبِعُوا مَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ ( (سورة اعراف.۳) آنچه از جانب پروردگارتان به شما نازل شده پيروي كنيد.
 و پيامبرr مي فرمايد: ( اقرؤا القرآن واعلموا به ولا تاكلوا به). (صحيح رواه احمد ۳/۴۲۸، ۴۴۴) همانا قرآن را تلاوت كنيد وبه آن عمل نمائيد و آنرا وسيله معاش قرار ندهيد.
س۲:حكم عمل بر حديث صحيح چيست؟
ج۲: عمل بر حديث صححي واجب است بدليل اينكه خداوند مي فرمايد: )وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا ( (سورة حشر: ۷ ) آنچه را پيابرr به شما دستور مي دهد بگيريد و از آنچه شما را باز مي دارد باز بايستيد.
و پيامبرr فرمود: ( عليكم بسنتي و سنة الخلفاء الراشدين المهديين تمسكوا بها) (صحيح رواه احمد۴/۱۲۶،۱۲۷) بر شمااست كه به سنت من و سنت خلفاي راشدين كه اسوة هدايت اند چنگ بزنيد.
س۳: آيا قرآن مارا از حديث بي نياز مي كند؟
ج۳: قرآن ما را از حديث بي نياز نم كند خداوند مي فرمايد: )وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ ( (سورة نحل: ۴۴ ) و اين قرآن را بتو نازل كرديم تا براي مردم آنچه را بايشان نازل شده بيان كني.
و پيامبرr فرمود: ( ألاواني اوتيت القرآن و مثله معه) (صحيح رواه ابو داود ۵/۱۰(۴۶۰۴) والبغوي ۱/۲۰۱ ) آگاه باشيد كه بمن قرآن وهمان اندازه ديگر بآن از دستورات و احكام خداوندي داده شده است.
س۴: آيا قول غير خدا را بر قول خدا و پيامبرش مقدم بداريم؟
ج۴: هيچ قولي را بر قول خدا و پيامبرش مقدم نمي داريم، بدليل اينكه خداوند مي فرمايد: )يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ وَرَسُولِهِ ( (سوره حجرات: ۱ )
 اي مؤمنان (در حكم كردن) بر خدا و رسول او تقدم مجوئيد.
و پيامبرr فرمود: ( لا طاعة لمخلوق في معصية الخالق). (صحيح رواه ابوداود و احمد ۴/۴۲۴و ۴۳۶، ۵/۶۶و۶۷و البزار( ۱۶۱۳و۱۶۱۴) و ۱۶۱۵،۱۶۱۶و عبدالرزاق (۲۰۷۰۰) والطبراني في الاوسط(۲۱۹)مجمع البحرين)و الكبير(۳۱۵۹) و (۳۱۵۹) و القصناعي۲/۵۵(۸۷۳)و الطيالسي(۸۵۶) و اسناده صحيح و صححه الحاكم ۲/۴۴۳ و وافقه الذهبي.)
در جائي كه نافرماني خالق لازم آيد از مخلوق اطاعت نكنيد.
وحضرت عبدالله بن عباس مر فرمايد: ( اخشي آن تنزل عليكم حجارة من السماء، اقول لكم: قال رسول اللهr وتقولون ، قال: ابوبكر و عمر!!) مي ترسم اينكه از آسمان بر شما سنگ فرود آيد ( زيرا كه) من به شما مي گويم پيامبر(چنين) مي فرمايد: و شما مي گوئيد كه ابوبكر وعمر (چنين) مي گويند. (يعني بجاي استدلال ا زاقوال پيامبرr از اقوال حضرت ابوبكر وعمر- رضي الله عنهما- استدلال مي كنيد در حالي كه اينهابا آنكه اسوة وستارگان هدايت اند، اما از پيامبر پائين تر قرار دارند. (مترجم).
س۵: اگر بايكديگر اختلاف كرديم چه كار كنيم؟
ج۵:‌به قرآن و سنت صحيح پيامبر بر مي گرديم زيرا خداوند مي فرمايد: )فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلاً ( (سورة نساء :‌ ۵۹) و اگر بايكديگر اختلاف كرديد آنرا بسوي خدا و پيامبرش باز گردانيد اگر به خدا و روز قيامت ايمان داريد.
و پيامبرr فرمود:‌(عليكم بسنتي و سنة الخلفاء الراشدين المهديين تمسكوا بها) (صحيح رواه احمد ۴/۱۲۶، ۱۲۷)
 بر شما است كه به سنت من و سنت خلفاي راشدين كه اسوة هدايت اند چنگ بزيند.
س۶: خدا و پيامبرش را چگونه دوست مي داري؟
ج۶: خدا و پيامبرr را با اطاعت وپيروي از اوامرشان دوست مي داريم، خداوند مي فرمايد: )قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ ( (سورة آل عمران: ۳۱)  بگو اگر خدا رادوست مي داريد مر پيوري كنيدتا اينكه خدا شما را دوست دارد وگناهان شمارا بيامرزد وخدا آمرزندة مهربان است.
و پيامبرr مي فرمايد: ( لايؤمن احدكم حتي اكون احب اليه من والده و ولده و الناس اجمعين) (رواه البخاري۱/۵۸(۱۵))هيچ يكي از شما ايمان دار نمي شود تا اينكه من در نزد او از پدر و مادرش و همه مردم محبوتر نباشم.
س۷: آيا عمل راترك كنيم وتوكل بر تقدير كنيم؟
ج۷: عمل راترك نمي كنيم بدليل قول خداوند كه مي فرمايد: )فَأَمَّا مَنْ أَعْطَى وَاتَّقَى (۵) وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَى (۶) فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرَى( (سورة الليل۵/۷) پس كسي كه ( در راه خدا مال) داد و ( از خدا همواره) ترسيد و نيكي(اسلام) را تصديق كرد، بزودي را ه آساني را برايش ميسر خواهيم كرد.
و پيامبرr فرمود: ‌(اعملوا فكل ميسر لما خلق له) ( رواه ابن ابي عاصم في السنة (۱۷۳) و (۴۱۸) والحاكم ۲/۳ القصناعي ۱/۳۹۳(۶۷۴))
 عمل كنيد هر كسي براي هركاري كه پيدا شده برايش آسان خواهد شد( يعني ما آسان مي كنيم).

محمد امین یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388  نظر بدهید!

حکایت موسی و عبرتهایش
موضوع مرتبط با :

در حکایت موسی علیه السلام  نکاتی بس عجیب وجود دارد که برای هر مومنی مایه عبرت و پندآموزی است.

سرآغاز زندگی موسی همراه با اتفاقات و رویدادهای خیره کننده است جایی می بینیم که مادر موسی برای حفظ او از شر فرعون آن را به آب   می اندازد اما رودخانه به مشیت خداوند طفل را  دقیقا به خانه فرعون می برد!

 این چنین خداوند به تدبیر امور می پردازد...معمولا زمانی که ما انسانها به استیصال می رسیم به فکر چاره می افتیم و غالبا برای حل آن راههایی را متصور می شویم...و دقیقا انتظار داریم که خداوند مشکل را طوری که ما تصور کرده ایم حل کند! ..اما این حکایت به ما می آموزد که تصور و فکر ما محدود و اراده و تدبیر الله تعالی محیط بر همه اوضاع است.

 ما همواره به حکم انسان بودن چاره را از یک در التماس می کنیم و او پروردگار همه جهانیان صاحب مفاتیح، تدبیرش به چاره ای دیگر است.

شاید مادر موسی بارها از خود پرسیده باشد چرا بایست موسی را به دریا انداخت ...و این چنین غصه اش  مضاعف شود ...غم و اندوه طفلی که با دستان خود آن را به خانه فرعون فرستاده پایانی ندارد ...اما سوسوی امید به وعده های الله مادر را آرام نگه داشته ..{وَلَا تَخَافِي وَلَا تَحْزَنِي إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ} قصص : 7

: مترس و غمگين مباش كه ما او را به تو باز مي‌گردانيم و از زمره پيغمبرانش مي‌نمائيم.

 در این وعده پرودگار بیندیش ...که چگونه ذهن مادر موسی را از اوضاع کنونی دور می کند و علاوه بر اجابت حاجت حال او، وعده فردا را می  دهد...فرزندت را به تو باز می گردانیم ...و او را  اززمره پیغمبرانش می نماییم.

تدبیر پروردگار رحمان چیز دیگر ی است .

موسی به خانه  دشمنش رفت اما خداوند  او را به پذیرش موسی به عنوان پسر خواندگی وا داشت  و شیر  همه دایگان را بر او حرام کرد تا اینکه دوباره او را به مادرش برساند

 ‏{فَرَدَدْنَاهُ إِلَى أُمِّهِ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُهَا وَلَا تَحْزَنَ وَلِتَعْلَمَ أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ ‏ } قصص : 13

‏: ( مأموران مادر موسي را به قصر فرعون بردند و نوزاد سخت پستان او را مكيدن گرفت و برق خوشحالي از چشمها جستن كرد ، و بدين ترتيب ) ما موسي را به مادرش بازگردانديم تا چشمش ( از ديدار او ) روشن شود ( و غم و اندوهي در دل او نماند ) و غمگين نگردد و بداند كه وعده خدا راست است ، اگر چه بيشتر مردم ( چنين ) نمي‌دانند .

 جایی دیگر می بینیم موسی مرتکب قتل فردی از قوم فرعون می شود و پا به فرار می گذارد اما بعد از بعثت ، مامور می شود که با پای خویش به نزد فرعون برگردد!

این نکته از داستان  ما را با معیت پروردگار آشنا می سازد. خود موسی  به الله تعالی اعلام می دارد که او در نزد قوم فرعون مجرم است ‏ {قَالَ رَبِّ إِنِّي قَتَلْتُ مِنْهُمْ نَفْساً فَأَخَافُ أَن يَقْتُلُونِ } قصص : 32‏

:گفت : پروردگارا ! من از آنان كسي را كشته‌ام و مي‌ترسم كه مرا بكشند ( و اين مأموريّت ناتمام بماند ) .

 اما خداوند موسی را این گونه تسلی می دهد: ‏ {قَالَ لَا تَخَافَا إِنَّنِي مَعَكُمَا أَسْمَعُ وَأَرَى }  طه : 46‏

فرمود : نترسيد ! من با شما هستم و ( حرفهايشان را ) مي‌شنوم و ( اعمالشان را ) مي‌بينم ( و ايشان را از كشتن و آزار شما باز مي‌دارم ) .

 این چنین موسی در ظل فرمانهای رب العزه پرورش می یابد و در قسمت گذر از دریا به همراه قومش، مردم سراسیمه داد بر آوردند که گرفتار شدیم اما این موسی  دیگر آن موسای قبل نیست و می گوید: ‏ {قَالَ كَلَّا إِنَّ مَعِيَ رَبِّي سَيَهْدِينِ } شعراء : 62‏‏

( موسي ) گفت : چنين نيست . پروردگار من با من است .  ( قطعاً به دست دشمنم نمي‌سپارد و به راه نجات ) رهنمودم خواهد كرد . ‏

 

محمد امین یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388  نظر بدهید!

شگفتی های قرآن
موضوع مرتبط با :

 

((معجزه قران))

مقدمه: مقاله ای که از نظر گرامی شما عزیزان می گذرد حاصل تحقیقات پژوهشگران علاقمندی است که با پشتکار و تلاش خود به این نتایج دست یافته اند. بی شک آگاهی از این نظم غیربشری اطمینان ما را به آسمانی بودن قرآن، دوچندان می نماید و به قول یکی از این محققین، هر فرد نا مسلمان منصفی با خواندن مطالب زیر ایمان میآورد که قرآن کلام خدا است، چه رسد به افرادی که مسلمان هستند.انشاءاله خداوند توفیق عمل به دستورات نجات بخش قرآن را به همه ما عنایت فرماید.

جمله "بسم الله الرحمن الرحیم" 19 حرف است، و در آیه 74:30 سوره مدثر آمده است که نگهبانان جهنم 19 فرشته هستند و هر کس که بگوید قرآن سخن انسان است خداوند او را وارد جهنمی میکند که 19 فرشته نگهبان آن هستند.

ما میدانیم که عدد 19 عدد اول ( prime number ) است. عدد اول عددی است که فقط بر خودش و بر یک قابل تقسیم باشد.

آقای ..... که در زمان حاضر در تهران زندگی میکند با یک ماشین حساب کوچک به نتیجه‌ای رسید که شما میتوانید آن را امتحان کنید. او شماره هر سوره را با تعداد آیات آن بصورت زیر جمع کرد:

زوج 8 = 7 + 1

زوج ۲۷۰ = 268 + 2

فرد 203 = 200 + 3

زوج 180 = 176 + 4

فرد 125 = 120 + 5

زوج 118 = 5 + 113

زوج 120 = 6 + 114

جمع زوج ها 6236

جمع فردها 6555

جمع آیه ها 6236

جمع سوره ها 6555

قابل توجه است که تعداد زوج‌ها 57 عدد و فردها نیز به همان تعداد یعنی 57 عدد میباشد که این خود به تنهائی یک معجزه است.

اما معجزه دیگر اینست که اگر حاصل جمع‌های زوج را با هم جمع کنیم 6236 بدست می ‌آید که مساوی است با تعداد کل آیه‌های قرآن. و معجزه دیگر اینکه اگر حاصل جمع‌های فرد را با هم جمع کنیم 6555 بدست میاید که مساوی است با جمع کل شماره سوره‌های قرآن. و معجزه دیگر اینکه اگر رقم‌های 6555 را با رقم‌های 6236 جمع کنیم، عدد 38 بدست میآید که خود ضریب 19 دارد:

2 X 19 = 38 = (6+2+3+6) + (5+5+5+6)

همانطور که تعداد سوره‌های قرآن ضریب 19 دارد: 6 X 19 = 114

لطفا توجه کنید که اگر تعداد آیه‌های قرآن را کم یا زیاد کنیم یا جای سوره‌ها را با هم عوض کنیم دیگر چنین روابطی وجود نخواهد داشت، و این نشان دهنده اینست که تعداد آیات قرآن همین اندازه و ترتیب سوره‌ها نیز به همین ترتیب بوده و در نتیجه قرآن نمیتواند کار دست انسان باشد.

محمد امین پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

آخرین مطالب ارسالی 
پاسخ به یازده سوال مدیر وبلاگ گفتگویی آرام میان شیعه و سنی (یکشنبه هشتم آذر 1388)
هر طور مي‌خواهي زنده‌گي كن؛ پاداش آن را خواهي ديد! (سه شنبه نوزدهم آبان 1388)
نصيحت به سخنرانان ودعوتگران راه الله تعالي (سه شنبه پنجم آبان 1388)
عقيده سلف صالح (سه شنبه پنجم آبان 1388)
وهابیت از نگاهی دیگر (سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388)
تعلیقاتی بر عقیده واسطیه (سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388)
خطر تكفير... (دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388)
وصيت شيخنا محمد ناصر الدين آلباني ( صوتي ) (دوشنبه بیستم مهر 1388)
"مسلمانان خطر منهج تکفییر را جدی بگیرید" (یکشنبه نوزدهم مهر 1388)
(دوشنبه سیزدهم مهر 1388)
 
الله شما را حفظ کند...
السلام علیکم و رحمه الله...هدف نویسندگان این وبلاگ فقط اصلاح است و الله طلب توفیق داریم...مدیریت: اخوکم محمد امین... تاريخ تولد : خرداد ماه 1369 ... تاريخ مرگ : یا رب ، لا تخرجنی من هذه الدنیا حتی ترضی عنی...
آمار بازديد:
 
بازديد کلي :
نویسندگان :
 محمد امین
 عمران
 ام محمد

اهل تحقيق را به خواندن اين کتب شیخ محمد ابراهیم کیانی توصيه ميکنم


باشد WORD: 482 KB

فرمود
WORD: 6.26 KB

اهل تحقيق را به خواندن اين کتب توصيه ميکنم


بازسازي باورها PDF: 3.41 MB
WORD: 450 KB

سلسله کتابها و مقالات استاد
علي حسين اميري
WORD: 1.6 MB
JAR (Mobile): 1 MB

عيانات WORD: 693 KB
PDF: 6.7 MB
JAR (Mobile): 530 KB

توسل شرک آميز HTML: 160 KB
CHM: 584 KB

آلفوس - پاسخ عقلى به دروغهاى تاريخى در فرهنگ شيعه WORD: 858 KB
JAR (Mobile): 800 KB

سوانح ايام PDF: 25 MB
WORD: 38 MB

چرا سنى شدم؟ PDF: 637 KB
WORD: 187 KB
CHM: 1.8 MB
JAR (Mobile): 171 KB

تضاد مفاتيح الجنان با قرآن PDF: 3 MB
WORD: 323 KB

وحدت و شفقت بين صحابه و آل بيت عليهم السلام PDF: 521 KB
WORD: 2.3 MB
CHM: 670 KB
HTML: 40 KB

کتابهاي دکتر علي محمد صلابي
در شناخت سيرت بزرگان اسلام
WORD: 5 MB


تفاسير قرآن : 1 يا 2 يا 3
تزکيه و فقه : 1 يا 2 يا 3
مجلات اسلامي : 1 يا 2 يا 3
استاد اميري : 1 يا 2 يا 3
سايت عقيده : 1 يا 2 يا 3
سايت نوار اسلام : 1 يا 2 يا 3
سايت کرمانشاه : 1 يا 2 يا 3
حديث عربي : 1 يا 2 يا 3
براي دريافت کد کتابها و درج آن در وبلاگ خود به وبلاگ حقیقت اسلام ناب مراجعه کنيد
0" srم
 

لینک دوستان
قرآن
انجمن گفتگو مسلمانان
انجمن مناظرات اسلامی
شَیخ علی دهواری رحمة الله
راه روشن(شیخ محمد ابراهیم کیانی)
قالب وبلاگ
معنای توحید
زریا... دین و فرهنگ
سنی کرمانشاه
انجمن مسلمانان
انجمن اسلام نت
سنی آنلاین
سلف صالح
اهل سنت و جماعت
اهل سنت جنوب
توحید
فرهنگ اعجاز علمی در قرآن
دانلود کتابهای سایت عقیده
کتابخانه اهل سنت
ف . ی . ل . ت . ر . ش . ک . ن برای سایتهای اسلامی
غرباء
سنی نیوز
منهج سلف صالح
صدای غربت
انجمن مناظرات اسلامی
حقیقت شیعه
راه سنت
طائفه منصوره
پایگاه موحدین
حیات امت اسلام
بازگشت به قرآن در حاکمیت قرآن
شَیخ علی دهواری رحمة الله
محبان فاروق (گروهی)
اسلام نت
سخنرانی های شیخ نبیل العوضی
حقیقت اسلام ناب
پیروان قرآن وسنّت(گروهی)
نیکان گذشته(فاطمه)
راه روشن(شیخ محمد ابراهیم کیانی)
تاریخ و تمدن اسلامی
p.gig
الشيخ عبدالعزيز بن باز رحمه الله
الشيخ محمد بن عثيمين رحمه الله
امام المحدث ناصر الدین آلبانی
 

تبلیغات متنی

مکان تبليغات شما

شما مي توانيد در اين مکان تبليغ خود را قرار دهيد.

مکان تبليغات شما

شما مي توانيد در اين مکان تبليغ خود را قرار دهيد.

قالب وبلاگ » بلاگفا، پرشین بلاگ
 

 
قالب وبلاگ
 
 

 

All Right Reserved By ParsTheme.Com

Template By ParsTheme &
Design by Amirhoseyn rahbari

PHPNUKE.IR
 

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب پرشين بلاگ

قالب بلاگفا